« سر هرمس مارانا »



2005-11-09


1- البته آقای وودی آلن عزیز، هیچ وقت علاقه اش را به دوست عزیزمان، آقای برگمان، پنهان نکرده است و طبیعی است که همیشه و همه جا بتوان در فیلم های آلن، نشانه هایی از برگمان پیدا کرد. آقای هرمس ماراناب بزرگ همین جا یک پرانتز باز می کند و از کلیه اذناب و دوستانی که یحتمل به آخرین فیلم آقای برگمان (همان که به سی سال بعد از زمان صحنه هایی از یک ازدواج و برخورد دوباره ی شخصیت های آن فیلم بزرگ می پردازد) دسترسی دارند، درخواست می کند تا ایشان را نیز دریابند. اما بعد از پرانتز یک مطلب دیگر را هم می خواستیم درباره ی Another Woman آقای وودی آلن بگوییم. گاهی وقت ها فکر می کنیم آن قدر با این آقای آلن حال کرده ایم در طول زمان و آن قدر از ایشان دیده و خوانده ایم که برای مان شده اند مثال پسرخاله ای چیزی که همین طوری دوست داریم پای حرف های شان بشینیم و خیلی خودمانی گپ بزنیم و آن قدر هم خوب می شناسیم شان که تا بگویند ف تا فرحزاد خودمان می رویم. نکته های شان را می گیریم و یواشکی به شوخی های ظریف شان می خندیم. هرچند که طرف حساب مان همین Another Woman مهجور و ساده باشد که داستان زنی در میان سالی است با دغدغه های انتلکتوالی و این حرف ها که هدف من از زندگی چی بوده و به کجا رسیدم و چرا به جای این که دنبال عشق ام بروم چسبیدم به کار و عقل و پیشرفت! خلاصه آقای وودی آلن! ما فیم معمولی و ساده و تکراری و کم خاصیت و هپی اند دار هم که می سازید، کماکان با شما حال می کنیم جانم!

2- پاتریک ماربر، نویسنده ی نمایش نامه و فیلم نامه ی Closer در گفت و گویی درباره ی این داستان می گوید :

س: فیلم کمی شیرین تر از نمایش نامه است...

ماربر: بله، به نظرم خشم اش کم تر است، اما فکر می کنم ربط دارد به این که آن را از چه منظری ببینید. متن، یک واکنش شخصی را ایجاد می کند و واکنش ها به نمایش و فیلم بسیار متفاوت بوده. مردم یا از آن خوش شان آمده یا از آن بیزار شده اند، و به نظرم بسته به این است که در هنگام برخورد با آن، زندگی عاطفی تان در چه حالتی است! منظورم این است که من اکنون یک آدم متاهل خوشبختم، ولی موقعی که متن را می نوشتم این گونه نبود، و این بسیار مهم است. فکر نکنم اکنون بتوانم آن را این گونه بنویسم. چیز دیگری از آب در می آید.

س: وسوسه نشده اید آن را از نو بنویسید، طوری که احساسات فعلی تان را پوشش دهد؟

ماربر:برای فیلم آن را چندان تغییر نداده ام، چون می خواستم نسبت به چیزی که در حوالی سال های 96 و 97 نوشته بودم، وفادار باشم و دلم نمی خواست دریافت های جدیدم را از رندگی به آن تزریق کنم. می خواستم نسبت به سی و دو ساله گی خودم وفادار باشم...

3- ما هم مثل آن فرشته ی بال های اشتیاقِ آقای وندرس، باران که می آید، از آن بالا شما انسان های فانی را نگاه می کنیم و دل مان هی غنج می رود که کاش می توانستیم عین شما باران که تازه بند آمده و هوا که تازه اول تاریکی اش شده، برویم در تراس خانه مان، رو به روی دماوند بنشینیم و سفیدی تازه ی برف های کوه را نگاه کنیم و شهر را که خیس و براق و شفاف شده و چراغ ها که تک و توک روشن شده و سیگاری بگیرانیم و لذت هفت عالم را ببریم...

Labels:



Comments:
:-o,poste jadid koo pas?!?, sob ke haminja bood!
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017