« سر هرمس مارانا »



2006-01-07


1. عجب ذهن خرابی دارید ها! مادر بچه ها گیر نمی دهد، شما پاپیچ می شوید؟!

2. یادمان باشد امروز عصر که با زئوس اینا جلسه ی کمیته ی راهبردی داریم، از ایشان به خاطر اختراع شبکه ی متزو (MEZZO) تشکر مبسوطی بفرماییم. ساعات اولیه ی صبح شنبه است و ما طبق معمول که دل مان نمی خواهد جمعه شب ها زود بخوابیم مبادا آخرهفته مان زود تمام شود، نشسته ایم پای کارمان و داریم خط می کشیم و این متزوی بزرگوار هم همین طور دارد ما را هی مدام رستگار می کند. همین الان آن آهنگ VIRGIN ِ خانم ماریسا (MARIZA) را برای مان پخش کرد که روح مان در این نصفه شبی تا عرش اعلی رفت و همان جا ماند. (البته از این بارگاه ما تا عرش اعلی اصولاً راه زیادی نیست. به قول استامینوفن، همین که آداجیویِ آقای آلبینونی بیاید اوج بگیرد، ما رسیده ایم به عرش اعلی). این ها به کنار، صدای ملکوتیِ خانم ماریسا ما را به شدت یاد فریدا انداخت و آن موسیقی جادویی اش. این است که به کلیه ی دوستان و اذناب می فرماییم اگر از این خانم ماریسا چیزی در دست و بال شان دارند برای ما به آدرسِ ملکوتِ آسمانی- طبقه ی هفتم- جنب جای گاهِ باریتعالی- نرسیده به ماست بندیِ زئوس و پسران- دست چپ- بارگاه مقدس خانوادگیِ مارانا، پست بفرمایند. گاس که به جای تشکر، دادیم آقای احمدی نژاد را یک چند هزار سالی بفرستند آلاسکا.

3. آن دخترمان در نیویورک دچار آنفولانزا شده است. دخترم! هرچه باشد آنفولانزای نیویورکی از آنفولانزای مرغی که به تر است. تازه برای آدم حرف هم در نمی آورند که با مرغ و اینا هم بعله!

4. آن یکی پسرمان در تگزاس هم پیدای اش نیست. خودش می گفت مدتی زیرِ سِرُم بوده. ما اول فکر کردیم سِرُم اسمِ یکی از آن نره خرهای سیاه گنده ی آمریکایی است که هنوز که هنوزه جای اش درد می کند و ایشان کم پیدا شده اند. پسرم! برادر ونگزِ عزیز! مراتب سلامت خودت را سریعاً به ما گزارش کن.

5. آقای سر هرمس مارانای بزرگ یک کیفی می کند وقتی فیلمی مثل عدالت برای همه، را این تله ویزیون نفله ی خودمان با کم ترین سانسور و با دوبله ی قدیمی اش پخش می کند. فیلمی از همان دوران باحال و تکرارنشدنی دهه ی هفتاد هالیوود که دوران گذاری بود برای خودش و فیلم نامه ها عجیب و غریب و تازه شده بود و خیلی جاها الگوهای قدیمی را کنار می زد و قهرمان ها شروع کرده بودند به ضدقهرمان شدن و این حرف ها! همه ی آل پاچینو، دوست قدیمی ما، به کنار، سر هرمس مارانا عجیب حال کرده بود با آن سکانسی که بعد از کشته شدن جوانک بی گناه در زندان، پاچینو درمانده و حیران روی نیمکتی در خیابان نشسته و ناگهان گروهی جوان ورزشکار در حال دویدن در خیابان، از جلوی او عبور می کنند. پاچینو ناگهان بلند می شود و پشت سر آن ها می دود. بعد از مدتی راه اش جدا می شود و تنهایی می دود تا به دادگاه برسد. داشتیم فکر می کردیم اصولاً وقتی فیلم درباره ی وجدان و این حرف ها است، اول که پاچینو دنبال سایرین می دود، انگار تصمیم گرفته بی خیال شود و هم رنگ دیگران بشود (بدود) اما بعد از مدتی راه اش را از گروه دونده ی بی نام و نشان جدا می کند و تنها می دود. این مدلی است از فصل دادگاه نهایی که ابتدا گمان می کنیم قرار است واقعاً از قاضی فاسد دفاع کند و بعد می بینیم تک و تنها دارد همه ی سیستم را متهم می کند. باز مجبوریم بگوییم این نکات را باید درس داد! یک چیز دیگر هم بگوییم و برویم: این که فیلم درباره ی خوبی/ بدی، کار/ وجدان، انجام وظیفه/ عدالت باشد کافی است تا بوی شعار از آن از بیست متری هم به مشام برسد. اما کار بزرگی که نورمن جویسون و فیلم نامه نویس اش می کنند- بخوانید کاری که سینما می کند- این است که فضایی آن قدر باورپذیر برای تان می سازد که برای دو ساعت ایدئالیست می شوید و دوست دارید قهرمان تنهای فیلم، با همه ی سیستم و بدی ها و فسادهای اش بجنگد و پیروز شود. خیر مطالق و تنها در برابر تمام شر. تازه فیلم که تمام می شود به واقعیت برمی گردید و یادتان می آید که قضیه هیچ وقت به این ساده گی نیست. جادوی سینما یعنی همین فراموش کردن واقعیت بیرونی.

Labels:



Comments:
من موزیک متن فیلم فریدا رو دارم. با این میشه اون آقا رو تا آلاسکا فرستاد یا اینکه با موزیک متن حداکثر تا لرستان میره ؟
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017