« سر هرمس مارانا »



2008-01-20

اول بروید این را گوش کنید:

هوهو/ هوهو/ هوهو/ هوهو/ هوهو مارکوزه‌ی من/ غذای هرروزه‌ی من/ دوبیتی فائز من/ ببین تو دریوزه‌ی من/ به دست خود پوزه‌ی من/ ببند قلاده تویی/ جفای سرداده تویی/ جفای آماده تویی/ وفای سرداده تویی/ به دست خود پوزه‌ی من/ ببند قلاده تویی/ ببند قلاده تویی/ جفای سرداده تویی/ هوهو هرناندز من/ مراحل سنتز من/ دوبیتی فائز من/ تالم غامض من/ هوهو محدوده‌ی من/ شکاف محدوده‌ی من/ ببین تو سروده‌ی من/ ببین تو دل و روده‌ی من/ به دست خود کوزه‌ی من/ سفید دردانه‌ی من/ سفید دردانه‌ی من/ سفید دردانه‌ی من/ سفید دردانه‌ی من/ مرغ غم‌ات گشتم و شد حسرت تو دانه‌ی من/ هوهو قطامه‌ی من/ هوهو هنگامه‌ی من/ هوهو افسانه‌ی من/ هوهو رندانه‌ی من/ هوهو مردانه‌ی من/ هوهو مارکوزه‌ی من/ غذای هرروزه‌ی من/ به دست خود پوزه‌ی من/ غذای هرروزه‌ی من

باید در آلبومِ «عدد»ِ آقای نامجو باشد. بعد یادِ آن نظرِ آقای دکتر براهنیِ عزیز بیفتید درباره‌ی موسیقیِ آقای نامجو که چه طور صدای‌اش تکه‌تکه می‌شود و جمع می‌شود و پخش می‌شود و رها می‌شود.

بعد هم لابد توجه شما خواننده‌گانِ «جان» را به مضمون این حرف‌های آقای نامجو جلب می‌کنیم که چه طور حنجره از معنای تاریخی/ فرهنگی‌اش خالی می‌شود. که چه طور حنجره‌ی فی‌المثل آقای شجریان و خانم مدونا، در این حوزه، بی‌تفاوت می‌شوند، آن جا که از تمام بار فرهنگی پشت سر و پیرامون‌شان خالی می‌شود، که وقتی حنجره‌ی خواننده، درست عین سازِ دستِ نوازنده، دیگر برای‌اش فرقی نمی‌کند که جز و بلوز بخواند یا راست‌پنج‌گاه.

بعد هم لاجرم باید به یادتان بیاوریم که شعرهای این‌طوری، آواشناسیک، ارایه‌شان به شکل متن نیست. یعنی حقِ کلام ادا نمی‌شود، حق مطلب با خوانشِ آن‌ها است که بیان می‌شود. امیدواریم شما هم مثل ما شانس این را داشته باشید که مثلن «از هوش می»ِ آقای براهنی را با صدای شاعر شنیده باشید. که بگیرید تمام ایهام اروتیکِ مستتر در کل قضیه را.

حالا برگردیم به همین مارکوزه‌ی منِ آقای نامجو. که عجیب سر هرمس مارانای بزرگ را به یاد شوریده‌گی‌های آقای مولوی می‌اندازد. که همه‌چیزش می‌شود معشوق. که وقتی ترجمه بشود عاشقانه‌های پرشورِ آقای بلخی به زمان و زبانِ ما، می‌شود همین مارکوزه و محدوده و شکاف و قطامه و قلاده.

بعد، اگر درست و به دقت گوش سپرده باشید به این موسیقی، لابد حواس‌تان بوده به کرشمه‌های صدای آقای نامجو، که از قلاده که می‌گوید، صدای‌اش انگار در بند می‌رود، گلوی‌اش فشرده می‌شود و وقتی می‌خواهد از سپیدِ دردانه بگوید، نرم می‌شود صدا، دل‌اش نمی‌خواهد انگار رها کند این سه کلمه‌ی جادویی را، انگار تکرار نجوای صمیمانه‌ای است در گوش معشوق، به وقتِ بی‌وقتِ آسوده‌گی و نوازش.

یا، دوری و نزدیکی‌، رفت و برگشت‌ای که هی هست و تکرار می‌شود، همه‌مان خب این‌ها را تجربه کردیم در عاشقیت‌های‌مان، که معشوق، هم محدوده می‌شود و هم شکافِ محدوده، صدایِ خواننده که بلند و باریک می‌شود، گیر می‌کند در حنجره، پروار می‌شود، محو می‌شود و بیدار می‌شود.

از دست ندهید اجرای فوق‌العاده‌ی این شعر فوق‌العاده را.



Comments:
ببخشيد جناب سر هرمس،
احياناً اين «از هوش مي»ِ آقاي براهني با صداي شاعر را آيا چگونه مي‌شود گير آورد نيز هم؟!..
ديگر، مراتب ارادت است و بس.
 
سرِ جدِ المپی‌تون سر هرمس بیا شما واسه همه‌ی کارهای نامجو (یا اقلندکن اونایی که من پیشنهاد می‌دم :ي) یه پست به این باحالی بنویس.
من صدسال نمی‌تونستم اون "سفید دردانه‌ی من" رو که الان هم نمی‌تونم بگم چی‌م می‌کنه رو بگم چی‌م می‌کنه!
 
اصولن چون از بس گوش کرده بودیم این مارکوزه رو (و البته بازم حریف نشدیم که دوباره بعد از این پستِ شما گوشش نکنیم)این لیریکِ مارکوزه رو اون بالا نخونده بودیم ولی (مکین که نخونده ول نمی‌کنه سولاخ سنبه‌های بارگاه‌تون رو) جسارته ها سر هرمس انگار می‌گه "به دستِ خود پوزه‌ی من ببند..."
 
mano doostam inja khodemoono ba namjoo khafe kardim o yejooriyai ashinayi ba moosighiye ishoon ro madyoone shomam. :)
 
مکین حالا گیر دادی هااا... !!! چیکار داری و اصلن چه اهمیتی داره که فائض درسته یا فائز ! اصلن بحث هرمس این چیزا نیست آخه !
 
سپید دردانه من! عالی بود این تعبییرتان که انگار نمی‌خواهد رها کند این سه کلمه را! واقعن ها!‌باید که نخواهد!
عجب!
دیدی؟ نه واقعن دیدید؟ فول فید هم که باشید باز ما فانی‌ها می‌آییم برای حواشیه!!!!؟؟
 
سه ساعت کل اطرافیان دارن بحث می‌کنن!‌اونم سر چی؟ که من پرسیدم حواشی آخرش هه داره یا نه؟
آخرش یکی داد زد که نداره بابا مثل ناحیه که می‌شه نواحی!
بی‌سواتیه دیگه!
سردرگریبان می‌گیریم و راهمان را می‌کشیم برویم
 
بچه‌ها. بچه‌ها. آرام باشید. کوزه نیست و پوزه است. فائز هم کاملن و دقیقن درست است. صد البته که به قول صاحبش هوکیرز ابوت اینها؟ هان؟
و اما جناب مارنا. مسروریم که دست به قلم شده اید و طراحی می کنید. حرف‌های آقای دوباتن و آقای راسکین را به گوش جان نیوش کرده ‌اید و حالا که موسیقی دلتان را ربوده، سکوت را بیش از این روا ندانسته‌اید و شرووع کرده‌اید به شرح اینکه چرا لذت می برید. به جای آن کلام مبتذل "خوشم می آید". می دانیم و می‌دانید که کار سخت و سترگ و ارزشمندیست و دستتان را می بوسیم. فقط ببینید. گفتن سپید دردانه به جای سفید دردانه، اصلن یکی از ظرافتهای هوشمندانه ایست که آقای نامجو، حد اقل در آن اجرایی که ما شنیده ایم، به خرج داده و نرمی و کشداری پ را با ضربه داشتن و تیزی مختصر ف باطل نکرده. نیست؟
سعی می کنیم. سعی می کنیم بر شرح ذیلمان فایق شویم و بنشینیم و چند خطی به این پستتان که اگر فرانک باشیم خیلی دوست داشتیم از خامه ما تراوش می کرد، بیفزاییم.
 
این آهنگ را از دست نداده ایم اقا .....
 
هرمسا
به توصیه تان دوباره گوشش کردیم
تکه تکه می شوی پخش می شوی رها می شوی
این رهایی که آقای نامجو به اون رسیده
حسرت بر انگیزه
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017  11.2017