« سر هرمس مارانا »



2008-04-21

pic 029 برای جناب جونیور چه‌طور؟ نمی‌دانید چه همه دل‌مان می‌خواست دوران بحثِ از تن و بدن ‌نوشتنِ خانم‌های وبلاگستان، خانم کوکا/ مارانا هم این طرف‌ها بود و می‌نوشت. حالا گاس که هفته‌ی دیگر که بازگشت ظفرمندانه‌شان را به وبلاگستان جشن گرفتیم، ذره‌ای از حرف‌های‌شان در این باب را برای‌تان نوشتند.

نقدن این را داشته باشید از ایشان که: موضوعِ تن و بدن آن‌قدر خصوصی است که نوشتن و ننوشتن از آن هم، امری خصوصی است، یعنی واقعن فقط و فقط به خود نویسنده و صاحبِ تن مربوط است که بنویسد یا ننویسد در این باره. (طبعن نقل به مضمون!)

فی‌الواقع، این به‌ترین جمع‌بندی بود که در حوزه‌ی این بحث اخیر، شنیده بودیم. هرچند ما به نوبه‌ی خود، نشسته بودیم این گوشه، اریک ساتی‌‌ِ خودمان را گوش می‌کردیم (نان‌وماست‌مان‌رامی‌خوردیم) و خوش‌حال بودیم که این حرف‌ها دارد زده می‌شود و جماعتی از دختران‌مان، گوینده‌ی این‌ها هستند. گاس که خیلی هم مهم نباشد که این حرف‌ها برانگیزاننده بوده یا آموزنده. مهم این بوده که نویسنده‌ی این حرف‌ها، احساسی داشته مبنی بر این که باید این حرف‌ها را بنویسد. مگر برای همه‌ی ما، وبلاگ‌نوشتن جز این است؟ مگر منتظر تایید کسی یا کسانی هستیم برای نوشتن از هر خزعبلی که به فکرمان می‌رسد؟

سر هرمس مارانای بزرگ، کماکان، از هرگونه تقدس‌زدایی و تابوزدایی در هر حوزه‌ای دفاع می‌کند. اخلاق‌گرایان و جماعتی را هم که نگران از دست‌رفتن حرمت‌ها و حریم‌ها و معصومیتِ ناآگاهانه‌ی جوانان این مرز و بوم هستند، به کرام‌الکاتبین وامی‌نهیم!



Comments:
هرمسانه فعالانه!!!!جمع بندی کوکالایتانه مقبولانه
 
توی حالت نرمال اوهوم. ولی وقتی حکومت حق مداخله حتی تو رخت‌خواب آدم رو رو داره و می‌تونه در موردش حکم بده، این دیگه امر خصوصی نیست.
البته استدلال خانوم کوکا در جواب اونایی که می‌گن حریم خصوصی کاملن قابل توجه هست.
 
من عاشق این عکسم. نازلی می‌شه بیای بِخاری‌ش؟ یا بخارونی؟
 
سلام گرم و عاشقانه و دلتنگانه ی ما را به خانم کوکا ابلاغ کنید، و بفرمایید ما منتظر دومیش هستیم! :ي
ها مکین جان من به جای نازلی می خارم این عکسه رو! حالا اون قدر دستم روون نیست مثل اون ولی یه چیزایی یاد گرفتم این چند وقته!
 
چرا خب. خیلی!
 
دل من یکی که برای این مادر و پسر خیلی تنگ شده.
 
هرمس خان...مهندس جان..پدربزرگوار! درباب دير رسيدن ما كه اول و آخرش زنده باد ديالوگهاي فراموش ناشدني سوته دلان كه « همه عمر دير رسيديم» همه عمر بابا جان! اما چرا و چگونه بود كه دير رسيديم آن هنگام كه شما زامبي ها شمارتان در وبلاگستان روز به روز زياد تر مي شد ما آدمهاي حقيقي براي آدمهايي حقيقي تر از خودمان از جنس گوشت وپوست وخون بعضا سوند فولي تعبيه مي كرديم در هاله اي از خون و درد وابهام هيستوري مي گرفتيم هيستوري پدرجان! هر نيم ساعت چك علائم حياتي بيمار مي كرديم و وبا ذهن خسته و بدن كوفته ريپورت صبحگاهي مي داديم وروز هاي پست كشيك تا چشيدن طعم خنك و زندگي بخش گس پسينگ بيماران آف نمي شديم..پدر معنوي شما بورخس بود پدر معنوي ما سيسيل و برادر خوانده ما هاريسون! آخ پدر..پدرجان! چه مجراهاي تناسلي به قصد تعبيه سوند تروماتيزه نكرديم و چه مريض ها به نيت ا.بي.جي سوراخ سوراخ نكرديم ..اما پدرجان خيالي نبود ها! مهم نيت بود كه حكمن الوده نبود..چه همه خواب و خوراك وعشق و آرزو و لذت را انكار كرديم تا خير سرما ن دكتر بشويم حالا هم مزاحمتي اگر ايجاد مي كنيم براي گنده زامبي ها من باب معاشرت است كه خودتان فرموديد و الا چه حاجت به كشف است بابام جان! ما كه نفت نيستيم!
 
مگر منتظر تایید کسی یا کسانی هستیم برای نوشتن از هر خزعبلی که به فکرمان می‌رسد؟ "
والسلام
 
آره قربون دستت الیزه جان! آخیش!
 
البته بنده منظورم جمله قصار دومی بود ولی ایده ی شما هم بدفکری نیست!! حیف دسته گلی مثل جناب جونیور نیست که دو تا نشود ؟! هزار ماشالله خدایان هم که اصولن بنیه شان حرف ندارد که! این مکین هم که راضی! آقا صلوات بفرستید معامله جوش بخورد! :D
 
گاهی دوستام بهم می‌گن خیلی خدام... اما من بیشتر به اون روایتی اعتماد دارم که می‌گه دنیایی کوچیکیه...
 
امان از دل زینب!
خانم جان برگرد خب!
دونخطه دی
 
هرمسا اين خط يادتان مي ايد؟رگ آئورت‌مان را پیوند بزنیم به یکی از پورت‌های یو‌اس‌بی و بگذاریم آرام‌آرام، جریان خون ما بدود در این دنیا و برگردد و برود و برگردد و برود....همين يك دو خط كافي بود تا من قسم خورده به
آپولون و پزشك آسكليپوس و هيژيا و پاناكيا اينجا بمانم محض بررسي كفايت اين مدل دياليز اينترنتي كه شما فرموديد! حقيقتا شيوه جديدي است بعداز دياليز صفاقي وهمو دياليز...فكركن خون آئورت مي رود در كاپيلرهاي وب و برمي گردد! پس تا اطلاع ثانوي خوشتان بيايد يا نيايد بنابر ظرافت و حساسيت و اهميت موضوع اينجا تشريف داريم محض سوپر وايز كردن قضيه، و چك هر از چندگاه پتاسيم و بي كربنات وكليرانس كراتينين تان .. وصد البته اولترا فيلتراسيونتان پدرجان!
 
حقيقتن خير!
 
خوب گفتي پسر جان ...خوشمان آمددددددد
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017  11.2017