« سر هرمس مارانا »



2009-03-17

خورشید تازه دارد جان می‌گیرد. پررنگ‌تر می‌شود. یخِ خاطرات را که آب می‌کند، راه می‌افتند برای خودشان از یک جایی از وجود، به جایی دیگر. بعد با خودت فکر می‌کنی انگار که هزارسال. لم داده‌ای و چشم‌هایت را بسته‌ای. سرت را تکیه داده‌ای عقب. با خودت فکر می‌کنی باید بانی‌اش این سوییت‌شرتِ سبزِ کلاه‌دار باشد که این همه راحتی، یواشی،شلی و گرمای پشتِ چشم دوانده توی وجودت. که کلاهِ سبزِ سوییت‌شرتِ سبزِ کلاه‌دار را که می‌کشی روی سرت، می‌شوی آدمِ خودت. خلوت می‌کنی جهانت را انگار. که کافی است یک جینِ مرتبِ استوارِ راسته با کمربندی قهوه‌ای پهن کشیده باشی روی امتداد پاهایت، که کفش‌های درشتِ نرینه‌ی سنگینِ شتری‌رنگِ ایمنی هم آن پایین باشد، بعد تی‌شرتِ سبکی هم قلفتی تنت کرده باشی که احساس کنی می‌توانی دنیا را فتح کنی. که کوه‌ را بگیری بروی بالا، دره‌ها را گز کنی، پیاده. که اصلن شدی آدم جاده، شب و روز. وِل و رها. آن‌قدر که تمامِ دنیا برایت بشود هوس. بشود هیجان. بشود اتفاق‌های تازه، بکر.

(سلام‌آیدا را همین اول بلند بگویم که کسی بعدن کشف نکند خوش‌حال بشود گیر بدهد!) اصلن یکی باید بردارد بنویسد از خاصیت لباس‌ها. که چه‌طور گاهی آدم را رام می‌کنند، گاهی سرکش. که چه‌طور اعتماد به نفست را بلدند یک‌هو صدچندان کنند. که چه‌طور بعضی‌هاشان اصلن انگار تو را مجبور می‌کنند به پوشیدن‌شان، که همان تاریک‌روشنی اول صبح، برداری دستت را، پایت را بکنی توی آستین‌شان. بعد هستند لباس‌هایی که اصلن بدند با تو، با بدنت. که فقط ازشان برمی‌آید که دشوار کنند روزت را، تو را. بعد الیاف هستند انگار که دارند روزت را سروشکل می‌دهند. بلندی و کوتاهی آستین‌ها، فاق‌ها، سرشانه‌های افتاده و ایستاده، گودی‌کمردارها، تنگی روی سینه، شل‌واره‌گیِ روی شکم، و یقه، یقه، این اساسی‌ترین مساله‌ی هستی!

بعد با خودت فکر کنی که آدم‌ها باید، باید، باید بلد باشند چه‌طور لباس بپوشند. که فقط از معماربوده‌گی‌ات نیست لابد که آدم‌ها را این همه از روی لباس‌هاشان انتخاب می‌کنی، قضاوت می‌کنی، تحلیل می‌کنی. که مثلن می‌دانی، یک جایی در عمق وجودت می‌دانی و اطمینان داری که معماری که بلد نیست چه‌طور خودش را پرزانته کند، بلد نیست کدام پارچه را با کدام پارچه بپوشد، کدام رنگ را، کی، کجا، کدام شلوار، کدام کمربند، کدام یقه- آخ یقه، یقه، یقه!- لابد خط هم بلد نیست درست و حسابی بکشد. لابد خط هم بدسلیقه‌ می‌کشد. بعد هی بشینی کنار رفیقت، حینِ مهمانی، گدرینگ، عروسی، الخ، غیبتِ آن‌لاین بکنی که فلانی را ببین طفلک لابد کسی را، عزیزی را، دل‌بندی را نداشته که نگاهش کند و آرام یقه‌اش را صاف کند، زیر گوشش زمزمه کند که یقه‌ات را این‌همه نبند، حیف است، که دامنِ کوتاه‌تر بپوش، بگذار آن ران‌ها هوایی تازه کنند، که رها کن آن دنباله‌های پیراهنت را، بکش بیرون از شلوار لامصب را! که ناخن‌هایت را امشب کسی اگر ندید هم ندید، ان‌شاالله یک وقت دیگر!

این را هم بگوییم و برویم. سرهرمس دوست دارد، عمیقن دوست دارد، دست یک سری آدم‌های نازنینِ زنده‌گی‌اش را بگیرد، برود چهار جا، در همین شهر، لباس تن‌شان کند. اندازه‌شان کند. رنگ‌شان کند. خب؟



Comments:
Oh clothes and the feeling they give you about yourself...
 
سرهرمس ،داشتن پول هم در انتخاب لباسمناسب خیلی نقش دارد...نپوشیدن لباس مناسب فقط به دلیل نداشتن سلیقه نیست...
 
اگه يه خواننده ي غريبه كه مدتيه پاي ثابت اين جا شده بخواد نظر سر هرمس رو -نديده و غريب- تو يه لباس خريدن جمعي پياده كنه راهي داره آيا
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017  11.2017