« سر هرمس مارانا »



2010-08-10



1
کالیگولا [کایوس، امپراتور روم] پس از مرگ خواهر و معشوقه‌اش به نوعی جنون می‌رسد، جنونی که در کامو در نمایش‌نامه‌اش، پشتوانه‌ی آن را درکی عمیق از محدودیت و ناتوانی انسان در برابر سرنوشت و مرگ قرار می‌دهد: «آدم‌ها می‌میرند و خوش‌بخت نیستند». و این است که کالیگولا را به طغیان وا می‌دارد، که از تمام اقتدارش استفاده کند، محدودیت‌ها را بشکند، ارزش‌ها را تحقیر کند، تا به ناممکن دست یابد. او به پادشاهی مستبد تبدیل می‌شود که خود بیش از همه در رنج است. دست به هرکاری می‌زند تا اطرافیانش را به فکر وادارد، تا آخر خط پیش می‌رود، اما در نهایت «ناممکن‌ها» ممکن نمی‌شوند و «ماه» را به دست نمی‌آورد.

از بروشور نمایش «کالیگولا»، همایون غنی‌زاده

2
صابر ابَر کلن یک بازیگر استثنایی است، این را عجالتن همین‌جوری سام‌وار از سرهرمس بپذیرید. گاس هم مجالی بود که توضیح‌تر دهیم. انتخاب صابر ابَر برای نقش کالیگولا اما یک انتخاب معرکه است. صابر صدای منعطفی دارد. می‌توانست اصلن یک‌جا پشت صحنه بشیند و تمام سایه‌روشن‌ها و تناقضات و پیچیده‌گی‌های کالیگولا را فقط با صدایش دربیاورد: آن ضجه‌های از سر آگاهی‌اش را، به سرشت سوزناک زنده‌گی، به «ماه»ای که عاقبت هم به دست نیامد، به دامنه‌ی محدودیت‌های بشر، به رنجی که بیش‌تر از هر کس دیگری، کالیگولا را از درون می‌خورد و تنها‌ترش می‌کرد. یا وقت‌های شاعری‌اش، وقت‌های بازی، وقت‌های بی‌رحمی. (برای بازی‌کردن باید سنگ‌دل بود، همین را می‌گفت، نه؟) می‌گویم انتخاب معرکه‌ای بود چون عادت نداریم صابر را سفاک تصور کنیم. معصومیت در عین سنگ‌دلی، این را اگر کامو می‌خواسته دربیاورد در نوشتن کالیگولا، انتخاب هوشمندانه‌ی آقای غنی‌زاده روح آقای کامو را شاد کرده است.

3
سرهرمس خیلی به طرز اکیدی پیشنهاد می‌کند این «کالیگولا» را از دست ندهید. خانه‌ی هنرمندان، تماشاخانه‌ی ایران‌شهر، ساعت هشت. بلند شوید بروید ببینید چه طور یک جوانی این همه ایده‌های درجه‌یک دارد برای اجرای یک متن بارهااجراشده، ببینید چه‌طور یک موجود غریبی به اسم سعید چنگیزیان «غلام»ی است در کنار صحنه و تمام دو ساعت و اندی را دارد عرق می‌ریزد و یک لحظه از پا نمی‌ایستد و در عین حال، گاه این اوست که کل جهان و ریتم نمایش را شکل می‌دهد و جلو می‌برد، انگار که کارگردانی روی صحنه، یک‌جور خدا اصلن (اغراق کنیم دیگر، کُنتور که نمی‌اندازد که)

4
کالیگولا به ارتش بسیار آموزش‌دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. (به نقل از ویکی‌پدیا)

5
اروتیسم یکی از ارکانِ کالیگولا بوده. اروتیسم امکان روی صحنه رفتن در مملکت گل‌وبلبل‌مان را ندارد. همایون غنی‌زاده شعبده‌بازی کرده وقتی رابطه‌ی جن‌سی بین سزار و شاعر را اجرا کرده است.

6
شما، شمایی که کالیگولای غنی‌زاده را دیده‌اید، شما هم هی تمام مدت طولانی اجرا دل‌تان به شدت لازم داشت که یک فصل‌هایی از کار، کایوس را برهنه، مادرزاد، ببینید روی سن؟

7
حق با رفیق‌مان است، کاملن. از حُسن‌های بزرگ اجراهای این‌چنینی، ایجاد همین تشنه‌گیِ بندِ فوق است. بلاشک.


Comments:
حدودا" بیست سال پیش فیلمی را بطریقه ی ویدیو خیچ خیچ توام با پرش و با صدای خش خش و البته به شیوه ی کرایه دیدیم از همین جناب کانیگولا و اوایل فیلم برخی از آن جمع خانوادگی در آمدند که این چه فیلمی است دیگر ، یک فیلم دیگر را بگذارید و بنده چون جایی مطلبی خوانده بودم راجع به کانیگولا که یکی از امپراتوران روم باستان بوده است و چه و چه و چه ، فرصت را برای اظهار فضل مناسب دیده و داد سخن دادم که چه میگویید ، این فیلمی است تاریخی و چنین است و چنان . که البته چنین هم بود و آن جمع خانوادگی رضایت داد به دیدن همین فیلم تاریخی و ...
اما چشمتان روز بد نبیند ، هنوز لحظاتی از این فیلم تاریخی نگذشته بود که جناب کانیگولا شروع کرد به ترتیب دادن این و آن ، تا جایی که حتی از سر دوست نرینه اش هم نگذشت ! حالا چه بر سر حضرت تعریف و تمجید کننده و پیشنهاد دهنده ی فیلم،آنهم در یک جمع خانوادگی ،آنهم بیست سال پیش ، آمد ، فقط خدا میداند و خود آن حضرت !
اینها را گفتم که بگویم همین یکی دو ماه پیش که کانیگولا بر روی صحنه رفته بود اول چیزی که به ذهنم آمد این بود که کارگردان چه تمهیدی اندیشیده است برای بروی صحنه بردن اروتیسمی که بقول شما یکی از ارکان کانیگولا ست . البته چونکه تیاتر را ندیده ام هنوز هم نمیدانم در این رابطه چه کلک مرغابی یی زده اند و با خواندن بند 5 و 6 و 7 این پست هم چیزی دستگیرمان نشد که در این مملکت گل و بلبل ، کالیگولا در خصوص این مسایل و بر روی سن ، چه خاکی بر سر مبارکش نموده است کلن !
 
البته واضح و مبرهن است که منظور از کانیگولا همان کالیگولا هست طبعن !
 
حظش رو ببرید
به جای بنده که دستم نمی رسد هم البته!
 
Do you know an interior design guy/company for a new office?
(sorry, I don't have persian fonts)
 
شماهم از دست دادید نمایش "دور دو فرمون" رو توی ماشینشون اگه نبودی و توی پیچ در پیچ تاریک پارکینگ که پشیمانی سودی ندارد چون توقیف شد همون اوایل !! این به اون "لیو" در...
Be happy
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017