Pages

2009-09-09

به رسولی، به خاطرِ تمام اقدامات انقلابی‌ و مواضعِ سبزش

در پی پابلیش‌شدنِ عکس قرارگرفتنِ وزیر علومِ دولتِ نهم در کنار وزیر علومِ دولتِ غاصبِ و اشغال‌گر و همتایِ اسراییل، در اجلاس سزامی 2008 در کشور اردن، وزارت علوم ناچارن طی بیانیه‌ای توضیحاتی در این خصوص اعلام کرد:

زاهدی تنها دو دقیقه کنار وزیر غاصب دولت صهیونیستی نشسته بود. ماجرا هم این جوری بود که طبق پروتکل‌های امپریالیستی و بین‌المللی و استکباری، چیدمان صندلی‌ها و پرچم‌ها کلن بر اساس حروف الفبا انجام می‌شود که به قول آقای زاکانی، دبیرکل جمعیت ره‌پویان انقلاب اسلامی، این اقدام جامعه‌ی بین‌المللی در قراردادنِ حرفِ r و s در کنار هم، نوعی سناریوسازی بوده که اساسن با هدف آسیب‌رساندن به وجهه‌ی جیگرِ جهوری اسلامی از قرن‌ها پیش در متنِ زبانِ انگلیسی گنجانده شده است. مقامات وزارت امور خارجه هم به محض متوجه‌شدنِ ترتیبِ حروف انگلیسی به مقامات اردن هشدار داده‌اند که یا جای r و s را عوض کنند یا صندلی‌ها را عوض کنند یا پرچم‌ها را عوض کنند یا اتاق‌ها را عوض کنند یا دولت غاصب صهیونیستی را به رسمیت نشناسند. مقامات اردن هم خداوکیلی قولِ مساعد می‌دهند که پرچم‌ها را جابه‌جا کنند که از همین موضوع در کل رسانه‌های دنیا به عنوان عملی انقلابی و تحسین‌برانگیز از سوی دولت نهم یاد شد و اسنادش موجود است. بعدش هم وقتی زاهدی وارد اتاق شد و روی مبل نشست، جاها پر شد. برای همین هم وقتی یک آقای ناشناس مشکوکی وارد اتاق انتظار شد و جای خالی پیدا نکرد، عواملِ سناریویِ استکبار برداشتند یک صندلی آوردند گذاشتند کنار مبل زاهدی و آقای مشکوک رفت صاف روی آن نشست. آقای زاهدی در اقدامی انقلابی و تحسین‌برانگیز و بی‌سابقه، خودش را کمی جابه‌جا کرد و با یک ایششِ مشکوک و انقلابی به ایشان نگاه کرد. در همین حین همکاران وزارت امور خارجه با همکاریِ سربازان گم‌نامِ امامِ زمان متوجه شدند که آن آقای مشکوک وزیر اشغالگرِ دولتِ غاصب است و سعی کردند این مطلب را با ایما و اشاره به زاهدی برسانند که ایشان طی اقدامی انقلابی داشت چرت می‌زد و متوجه ایماهای مذکور نشد. بعد از یک دقیقه صداهای پیس‌پیسِ همکاران گم‌نامِ امامِ زمان از هر سو بلند شد تا شاید زاهدی از خواب غفلت بیدار شود. ناگفته نماند که وزیر صهیونیستی دولتِ غاصب هم در سناریویی از پیش تعیین‌شده اقدام به هورت‌کشیدنِ چایی‌اش نمود به طوری که از اولش هم معلوم بود با نخوردنِ قند قصد دارد وجهه‌ی بین‌المللی شیرینِ جمهوری اسلامی را زیر سوال ببرد. زاهدی در همان لحظه طی یک اقدام انقلابی و رمضانی از صدای هورت‌ِ اشغالگر بیدار شد و از همکارانِ وزارتِ امامِ زمان پرسید: چطونه هی پیس‌پیس می‌کنین خو؟! قند بهش تعارف کنم یعنی؟ خو خودش بخواد برمی‌داره که! که ناگهانِ وقتی با سیلِ فلاش‌های دوربین‌های قبلن‌هماهنگ‌شده‌ی از پیش‌تعیین‌شده روبه‌رو شد، طی یک اقدام انقلابی و ارزشیِ دیگر دست راستش را گرفت جلوی نور فلاش‌ها و با دستِ چپش قندی به سمت وزیر هورت‌گر اشغالی پرتاب کرد که در رسانه‌های کل جهان از این اقدامِ زاهدی به عنوان نمونه‌ای از کینه و نفرت و خصومتِ بی‌سابقه و تحسین‌برانگیز دولت نهم نسبت به کلیه‌ی عوامل دشمن یاد شد و می‌شود، به خدا. سپس همکارانِ تحسین‌برانگیزِ امامِ زمان طی یک حرکتِ انقلابی و خودجوش و مردمی به سمت زاهدی یورش بردند و وی را زیر بغل زده از اتاق خارج کردند و خدا به سر شاهد است که کل این ماجرا دو دقیقه بیش‌تر طول نکشید و تمامِ این عکس‌ها و فیلم‌ها و آچغال‌بازی‌ها طی همین دو دقیقه گرفته شده و کلن تکذیب می‌شود و این نامردیِ و بی‌شرفیِ اردنی‌ها بود چون قرارمان این نبود.

2 comments:

  1. بیشتر بنویسید! لطفن، حتمن

    ReplyDelete
  2. Anonymous3:56 PM

    سلام.ما بی شماریم. 2ایرانی هموطن برای جنبش سبزمان رکاب می زنند. با ماراجعه به سایت آنها www.pedal4green.com و گذاشتن لوگوی آنها در بلاگ خود ،که در قسمت "حمایت از ما " وب سایتشان قرار دارد، رسانه ی پیام سبزمان در اطلاع زسانی به دوستان سبزمان باشیم.
    سبز باشید و پایدار

    ReplyDelete