Pages

2009-07-13

چس‌ناله‌ی وارده

راست می‌گویی. انگار هنوز برنگشته‌ام. یک چیزی هنوز این وسط هست. یک جور حجاب، فاصله. یک جور ملاحظه در مشارکت در هر چیزی. یک جور شرم. یک جور نوستالژی کوفتیِ لودهنده. انگار باید یک بار دیگر برگردم از آن گیتِ لعنتیِ عبور کنم و دوباره وارد بشوم. شاید هم چندباره.

تا حالا مکرر گم شده‌ای؟

1 comment:

  1. حالا تو بگو چند بار؟فکر می کنی چقدر باید عبور کنیم؟ هی بگذریم و دوباره برگردیم، این بار بریده از گذشته؟
    این آهستگی در امور زندگی می ترساندمان، شاید هم ماندیم پشت همان دروازه و حجاب و فاصله...

    ReplyDelete