Pages

2009-09-22

حالا شما هی بیا برو این اینچ‌ها را افزایش بده، هی ال‌سی‌دی را بکن ال‌ای‌دی. آخرش هم سرهرمس همین مدیاهای کوچکِ شخصی‌ است که به کارش می‌آید. از همین دو و خورده‌ای اینچِ تلفن بگیر تا این هفت اینچِ دی‌وی‌دی‌پلیر. بعد سرهرمس با تمامِ بزرگی‌اش شیفته‌ی این‌هاست که این‌جوری بلدند ارتباطِ دونفره، آدم‌به‌دیوایس و برعکس، ایجاد کنند. به قسمی که آدم بردارد تمامِ دنیایش را ببرد روی توالت فرنگی (ها راستی کم‌کم‌ باید اسمش را بگذاریم توالت‌فرهنگی، بس که فیلان!) یا چه‌می‌دانم، هدفونش را بگذارد روی گوشش، کلِ سینما را ببرد توی تخت، لحاف را بکشد روی کله‌اش و عیش‌اش را ببرد. یعنی شما فکر کن که آیینِ درسینما‌فیلم‌دیدن و با هزارنفر شریکِ لذت شدن و این‌ها پشم. وقتی این‌جوری کله‌ات را کرده‌ای توی موبایلت و مونیتورِ کوچکِ دستگاه و خودت هستی و تنهایی. خودت هستی و یک راهِ باریکِ تک‌نفره که عرض‌اش کفافِ پهنای دیگری نمی‌دهد، بین تو و دنیای آن طرف. بعد اصلن سرهرمس گاهی با خودش خیال می‌کند اول و آخرش که تنهاییم، لابد بی‌خود پیش‌بینی نکرده ‌بودندمان، کلن نسل بشر را می‌گویم، که برمی‌گردیم سراغ همان غارهای تنهایی‌مان، عاقبت. تنها فرقش همین است که روی صورت‌های‌مان هرکدام، نوری تابیده از چیزی، جایی، بیساری.

No comments:

Post a Comment