شوالیهی ناموجود
هوااار میکشم بر سر آدمها و با هر فریادی میدانم که ذرهای از روحم را کندهام برای ابد. بس که میدانم چه بیهودهست و چه بیگناهند و چه جای من اینجا نیست که نشستهام این روزها.
No comments:
Post a Comment