Pages

2016-05-03

۱
وحید‌آن‌لاین قاعدتن نیازی ندارد که آدم بخواهد معرفی‌اش کند. همین الان کانال تلگرامش دست کم پنج‌شش برابر این‌جا خواننده دارد. اما نمی‌شود آدم لااقل یک‌بار از جایش بلند نشود و با چنگال به گیلاسش نزند که آقا این شهروند کنجکاو اینترنت یک مرزهای خوبی را در خبرنگاری شخصی رد کرده است. این‌جور که دارد پوشش می‌دهد جبهه‌ی مقدم تولید محتوای خلاق و درلحظه‌ی دیجیتال فارسی، توییتر را. این‌جور که زندگی‌اش را گذاشته روی این‌کار. این‌جور که یک فیلتر پالوده‌ای دارد حتا برای جاها و کلمه‌هایی که از سطح ادب عرف خیلی پایین‌تر هستند. این‌جور که بلد است در منازعه‌های آن‌لاین نه که بی‌طرف باشد، که هردو طرف را پوشش بدهد. یادم هست چندباری که رفته‌ بودند سراغش تا کمی رنگ و بوی تبلیغاتی بدهد به محتوای کانالش، در راستای اهداف سیاسی آن طرفی که طرف خودش و ماهاست، قبول نکرده بود. به درستی جواب داده بود که ماهیت‌ش را از دست خواهد داد اگر تریبون تبلیغاتی یک طرف بشود. و اتفاقن همین مرز باریکی که روی آن حرکت می‌کند، که در عین داشتن موضع، آن را توی چشم‌مان نکند، همین مرزی که یک رسانه‌ی شخصی با یک رسانه‌ی رسمی/گروهی دارد، وحیدآن‌لاین را تبدیل به یک پدیده، یک تاثیرگذار به معنی واقعی کلمه کرده است. همین چند روز پیش یکی از سه برنده‌ی فارسی‌زبان جایزه‌ی بابز دویچه‌وله شد. محق‌ بود. خیلی. 

۲
مامان‌پز سال ۹۳ راه افتاد: شبکه‌ی توزیع غذای خانگی. پلی که خانم‌های خانه‌دار را به آدم‌های گرسنه‌ای که حوصله‌ی غذای بیرون و رستوران ندارند وصل می‌کند. اگر مثل سرهرمس به اندازه‌ی کافی می‌سوزانید و متقابلن زندگی‌تان با انواع و اقسام پلوها و خورشت‌ها معنا پیدا می‌کند،‌ مامان‌پز انتخاب خوبی‌ست. لذتی که از غذای خانگی واقعی می‌برید یک‌طرف، طرف دیگرش اما این است که می‌دانید دارید با این خوردن‌تان، با این عیش‌تان، به امرار معاش مامان‌های خانه‌داری کمک می‌کنید که هر روز هرآن‌چه برای خانه‌شان می‌پزند، چند پرس هم اضافه برای من و شما می‌پزند تا امورات‌شان هم بگذرد. خیلی هم مستقیم کمک می‌کنید. (یک سلامی هم بکنیم به فیلم کوتاه آقای هجرت،‌ «قضیه‌ی مامان‌سوری») عضو مامان‌پز که باشید، هر روز سفارش ناهار فردای‌تان را می‌دهید. و راس ساعت مقرر، غذا در بقچه‌ای پارچه‌ای و گل‌دار، با قیمتی واقعن معقول و منطقی، دست‌تان را و دل‌تان را می‌گیرد. من اگر بودم به خاطر این ایده، و اجرای کم‌نقص‌شان، و این که این‌جور بی‌سروصدا کارآفرینی می‌کنند، و ماهیت برد-برد کارشان، نامزدشان می‌کردم برای جایزه‌ی سال آینده‌ی بابز دویچه‌وله.


پ.ن: مامان‌پز امسال هم نامزد بوده گویا. من دیر فهمیدم. 

No comments:

Post a Comment