Pages

2014-08-16

فرزندم، نه باد و نه طوفان و نه تقدیر، که پترن‌ها زندگی تو را رقم زدند. ساب‌پلات‌هایی که برای تو قصه‌هایی بودند پراکنده و متنوع، برای منِ مخاطبِ حرفه‌ای اما صرفن جورهای دیگری بودند از قصه‌ی تو. پترن‌هایی که نه لزومن زیسته باشی‌شان متواتر، که پترن‌هایی که به سراغ‌ت آمده باشند، متواترتر. به همین رقت‌انگیزی. به همین غصه‌برانگیزی. حالا امشب که نه، یک شبی که کم‌تر نوشیده بودم و کم‌تر بی‌خیال و کم‌تر دل‌به‌فرداداده و گاس که بیش‌تر غم‌یادگرفته، بیا حوصله کنم ورور برای‌ت تعریف کنم که رقابت آخرین رانه‌ای بود که من را به رانش. خب؟

8 comments:

  1. سر هرمس عزیز
    سلام
    من شبنم کهن‌چی، روزنامه‌نگار روزنامه فناوران اطلاعات هستم
    www.itmen.ir
    هفته آینده روز جهانی وبلاگ‌نویسی است و من در حال تهیه گزارشی در این زمینه هستم. نظرات و نوشته‌های کوتاه وبلاگ‌نویسان محبوب و نامدار بخشی از گزارشم است.از آنجایی که وبلاگ شما یکی از وبلاگ‌های محبوب فارسی است و شما یکی از بلاگرهای شناخته شده، می‌خوام از شما خواهش کنم در باب وبلاگ‌نویسی در حال حاضر که کمرنگ هم شده برایم یادداشت کوتاهی بین 200 تا 300 کلمه بنویسید. ایمیل من
    sh.kohanchi@gmail.com
    است و از شما خواهش می‌کنم بعد از خواندن پیام حتی اگر یادداشتی نمی‌نویسید به من اعلام کنید. پیشاپیش از هراهی شما سپاسگذاری می‌کم تا شاید همراهیم کنید :)

    ReplyDelete
  2. Silent Sentinel4:15 AM

    Dear Sir,

    Your writings among some other, let gain an insight to a certain biotope within the Iranian society for observers from "the outer space".

    With all due respect, it would be considerably easier to digest the flow of your texts and it would sound far less gibberish, if you would kindly write quite straight in English.

    Ever since it is so obviously highly adored, even worshiped.

    And the clientele would yet applaud and screech louder, for sure.

    Regards

    پ.ن.: قدیما الگو و داستان فرعی هم برا خودشون یلی بودن.

    ReplyDelete
  3. نگهبان خاموش عزیز
    اصولن که شما در باب روزنه و جامعه‌ی ایران و این‌ها لطف دارید
    اما سرهرمس انگلیسی‌نوشتن‌ش مثل این می‌ماند که حنجره‌ش را بردارند و بگویند حالا حرف بزن. سرهرمس در زبان فارسی سرهرمس است، در زبانی که بلد نیست می‌شود یک چیز ابتر و بی‌خاصیتی

    :)

    ReplyDelete
  4. الگو و داستان فرعی هم بعله، حق دارید، هنوز هم یل هستند، آدم است دیگر، گاهی ناچار است. گاس که بر اثر کثرت همین استعمال‌ها یک‌هو دیدید همین سرهرمس هم کل پست‌ش شد انگلیسی اصلن

    ReplyDelete
  5. نفهمیدم پترنها یعنی چی ها؟

    ReplyDelete
  6. Silent Sentinel6:02 AM

    آقای عزیز،
    از کنایه تان سپاسگزارم.

    البته یک واژه کلیدی در همان نخستین جمله بود که زیاد بچشم نیامده.

    Biotope

    ولی باید بگویم که لطف از آن شماست. کمک بزرگی در خوانش نسخه کج و موءوج تهرونی تصویر هالیوودی غرب که چون دوالپایی بر گرده بخش هایی از جامعه ایران نشسته است، هستید. و از این نظر وامدار شماییم و چند بزرگوار دیگر.

    البته پایمان در رمزبرداری از این آخرین پست تان کاملا در گل ماند.
    احتمالا تقصیر این بوز های سگ مصب دم دست باشد.

    دوستانه توصیه می کنم که سینگل مالت های اعلایی مانند آیل آو ای لی، آخن توشن ویا بروخ لادیخ، همگی ۳۰ ساله ویا ارمنیاکی چون کاستا غد استعمال بفرمایید.

    مطمئنا تاثیر بهتری خواهند داشت و استعداد های ناشناخته ای را در خود کشف خواهید کرد.

    البته خواندن بکت و کورت شویترز و ماکس ارنست هم شاید بد نباشد.

    جسارت کرده و همینجا با غنیمت شمردن فرصت، خود را از شر پرسشی که چون مگسی موزی دور سایت شما می چرخد، رها می کنم.

    شما جدا نوشته هایتان را فارسی می نامید؟

    بی هیچ تعارفی پدر صااب بچه رو در میارین.

    جای عمو اسدالله خالی. چه ضیافتی می شد!

    ReplyDelete
  7. Silent Sentinel8:00 PM

    قابل شما را ندارد.
    البته واضح و مبرهن است که منظور مگس موذی بوده.

    ReplyDelete