« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-06-17 Blade Runner آقای هرمس مارانا دلش میخواهد تا صبح بيدار بنشيند- به تاريکی شهر با سوسوی پراکندهی چراغهايش خيره شود و به اين شاهکار درخشان آقای رايدلی اسکات فکر کند... آقای هرمس مارانای بزرگ شديدا عقيده دارد تمام فيلمهای فوتوريستی و علمی تخيلی دهههای ۷۰ - ۸۰ - ۹۰ و حاضر به شدت تقليدهای خامی از روی اين فيلم هستند که در سال ۱۹۶۷ (باورتون ميشه؟!) ساخته شده است. هريسون فورد اوج دلنگرانی و ترديد و هراس هميشگی چشمهايش را در اين فيلم عرضه میکند و مگر میشود نمناکی زيبا و غريب و به شدت انسانی چشمهای شون يانگ را در اين فيلم فراموش کرد... چه فضای غمگرفته و سرد و قهوهای و مدرن و صنعتی و نااميدوارانه و .... نه!آقای هرمس مارانا امشب با اين فيلم جادو شده است. شايد وقتی ديگر دربارهاش بيشتر بنويسد. وقتی که فيلم کمی تهنشين شود و رسوب کند و بشود به دور از اين عينک شيفتهگی و حسرت کمی دربارهی ارزشهای بليدرانر منطقی سخن گفت... Labels: پرشینبلاگ |
Post a Comment