« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-06-08 ۱. آقای هرمس مارانا، آقای ايتالو کالوينو را پدر معنوی خود میداند. البته لازم به ذکر است که والدهی گرامی آقای هرمس مارانا بايد قاعدتا خانم رمان باشند. ۲. مهمترين ويژگی پدر آقای هرمس مارانا در نوشتن،همانا سياليت مزمن است که اغلب در زمان و مکان اتفاق میافتد. معنی اين جملهی بیربط احتمالا اين است که يک جور حرکت دائمی در متن ايشان موجود است که آن را شبيه يک ماهی میکند که مدام از دست آدم ليز میخورد و يا شبيه به افتادن شيرين (از آن حرفهاست!) در يک چاه که آدم هيچ چيزی را دور و برش پيدا نمیکند که به آن بياويزد! يعنی آقای هرمس مارانا دارد زور میزند تا خواصی را به متن آقای کالوينو نسبت دهد! شک و ترديد دائمی نسبت به همه چيز و اين که هر چيزی که متن بازگو میکند به سرعت بدل به ضد خودش میشود. يک جور نشان دادن همزمان يک چيز و پشت آن (يک نسبتهايی با کوبيسم و اين جور چيزها دارد). مثل بودن در تالار آيينه که آدم هم مکان را هی مدام عوض میکند و هم زمان را و راه برگشتی وجود ندارد! (البته آقای هرمس مارانا خودش بهتر میفهمد که دارد آشفتهگويی میکند و تا زمانی که ايشان مجبور باشد آنلاين بنويسد و بلکه فکر کند، وضع همين است!) ۳. مساله اين است که متن آقای پدر دستاويزی به خواننده نمیدهد- میلغزد و پيش میرود و هيچ تجويزی نمیکند که آدم را مدام در مورد همه چيز به شک میاندازد. (همان جملهی معروف آقای هرمس مارانا که ديگر هيچ حقيقتی وجود ندارد که بتوان آن را قلب کرد!) ۴. يک چيز ديگر که آقای هرمس مارانا آن را خيلی دوست دارد اين است که آقای کالوينو با ارايهی چند کلوزآپ کل فضا را معرفی میکند و اغلب خواننده را تشويق میکند تا خودش لانگشات را هر جور که دوست دارد بسازد. ۵. يک خانم خيلی متشخصی با نام ترانه يلدا کتاب شهرهای نامرئی آقای کالوينو را ترجمه کرده که از قضا معمار است و ترجمه خيلی به شعر پهلو میزند يعنی میشود آن را مثل شعر سپيد هم خواند و اين خيلی خوب است! ۶. آقای هرمس مارانا همين جا پز اين را هم میدهد که کتابهای ديگر آقای کالوينو را هم خورده است! : اگر شبی از شبهای زمستان مسافری- آقای پالومار- ويکنت شقهشده- شواليهی ناموجود- بارون درختنشين- شاه گوش میکند- شش يادداشت برای هزارهی بعدی و الخ! Labels: پرشینبلاگ |
Post a Comment