« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-06-08 ۱. آقای هرمس مارانا از بچگی که کتاب ميعاد در سپيدهدم آقای رومن گاری را خوانده عاشق ايشان شده است و حتی يک بار داستانی به نام سيمورنا را با الهام از ايشان نوشته که هنوز جايی نشر نشده و نخواهد شد! ۲. فعلا آقای هرمس مارانا يک مدال افتخار ترجمه برای خانم ليلی گلستان کنار گذاشته که بعد از اين که حضورا از ايشان تشکر کرد، به رسم يادگار آن را برای خودش نگه خواهد داشت! ۳. آقای هرمس مارانا احساساتی میشود: آقا اين کتاب زندگی پيش رو را هرچه زودتر بخريد و بياشاميد که غفلت موجب پريشانی است! ببينيد چه طور از خلال مونولوگهای مغشوش يک بچهجندهی عرب در فرانسه، رابطهی پيری و جوانی- عربها و جهودها و مرگ و زندگی و شرافت و رذالت نقد میشود و دگرگون میشود. ببينيد که چه طور قوانين به ظاهر بديهی طبيعت جلوی چشمتان خار و خفيف میشود و ببينيند که خانم گلستان با زبان فارسی چه کردهاند. ۴. آقای هرمس مارانا با همين يک ترجمه خانم گلستان را در رديفهای چهرههای ماندگار ادبيات فارسی قرار میدهد. Labels: پرشینبلاگ |
Post a Comment