« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-06-21 وصايای تحريفشده ۱. يک زمانی آقای کريستين بوبن يک کتاب کوچک داشت که برای آقای هرمس مارانای بزرگ شده بود عينهو کتاب دعا! يک بابای پدرآمرزيدهای هم کتاب را روان و راحت به فارسی ترجمه کرده بود که حافظهی آقای هرمس مارانا الان اسمش را پيدا نمیکند. چند سال گذشت و اين کتاب عين ذغال خوب ناياب شد. تا اين که يک انتشاراتی فرصتطلب و کلاش و کلاهبردار که در سرقت و کتابسازی و مطرحکردن آدمهای بینام و نشان رودست ندارد- يعنی دارينوش!- دوباره اين کتاب را با ترجمهی افتضاح ملعونی به نام سيروس خزائلی روانهی بازار کتاب کرد. آقای هرمس مارانا آنقدر از ترجمهی مزخرف و چرند اين کتاب عصباني شد که بعد از چند صفحه خواندن و حرص خوردن کتاب را يکراست روانهی سطل آشغال نمود! ۲. بيچاره آقای کوندرا میگفت ترجمه از ريشهی خيانت است ها! Labels: پرشینبلاگ |
Post a Comment