« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-11-16 آقاي اكبر گنجي در خوابگاهِ دختران! جانمي! عينِ تيترِ روزنامههاي زرد شد! ماجرا از اين قرار بود كه چند شبِ پيش فيلمِ مزخرفِ خوابگاهِ دختران – كه آقاي هرمس مارانا دقيقاً نميداند فيلمنامه بدتر بود يا كارگرداني!- در سينماي خوبِ موزهي سينما رويت شد به همراهِ آقاي تاجزاده و آقاي گنجي و خانواده كه ديدارِ آقاي گنجي بعد از چند سال بسيار آقاي مارانا را خوشحال كرد و خوب البته لابد ايشان تعطيلاتِ فطر آمده بودند و الان بايد در سلولشان در اوين باشند. احوالپرسي گرمِ آقاي گنجي نشان داد كه هنوز همان آدمِ كلهخرِ باهوشِ دوستداشتني هستند و كوتاه نيامدهاند و خيلي هم به خودشان ايمان دارند و با رفقايي كه در خيابان و سينما با ايشان چاقسلامتي ميكنند خيلي حال ميكنند! ديدنِ خندهي آقاي اكبر گنجيِ عزيز در آن تاريكيِ سينما، تجربهي مفرحي بود كه تلخيِ تماشاي يك محصولِ درجه 3 سينماي ايران را به شيريني ديدنِ پايمرديِ آزادهمردي چون آقاي گنجي تبديل كرد Labels: پرشینبلاگ |
Post a Comment