« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2005-04-17 تيكهتيكه كردي دلِ منو!بهاريهي كذاييمان را به خاطرِ گلِ روي آقاي جوليا و روتوشباشيِ اعظم و ساير رفقا و دوستان كه با تشريففرماييشان بر سرِ مزار و حضور در مساجد ترحيم و ذكر مصيبتِ آقا امامحسين و صرفِ شام و تسليتهايي كه حضوراً، فكساً، تلفناً، ايميلاً، اساماساً، كامنتاً و مسيجاً نثارِ ما كردند و البته محضِ حاطرِ خاصيتِ ماراناييمان كه متنِ نامبرده خوانده شود، ديده شود و پسنديده شود، دوباره پابليش مينماييم. اگر اين بار هم جنابِ بلاگر ( كه كمكم دارد يك سري خصوصياتِ هرمسمارانايي در جرح و تعديل و حذف و تغييرِ خودخواستهي نوشتههاي ما ميدهد ) تشخيص داد كه آن را محذوف نمايد، لابد حكمتي در كار است كه كسي نميداند. ( حسابِ ما البته جدا است. ما به حكمِ خاصيتِ ماراناييمان، هميشه همه چيز را ميدانيم! )
تا يادمان نرفته اين را هم بگوييم كه ساندتركِ كيلبيل را ما فعلاً به هياتِ امپي3 داريم. آقاي جوليا اگر اصرار بفرمايند لابد برايشان رايت خواهيم كرد. |
Post a Comment