« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2009-06-06

آدم‌ها زندگی می‌کنند برای دوست داشتن، برای دوست داشته شدن. و اين «دوستت دارم»ها به تعداد تک‌تک آدم‌های عالم تکرار خواهد شد. من «دوستت دارم»های زيادی را به خاطر می‌آورم، تو هم. همه‌مان «دوستت دارم»های خودمان را داريم، بارها و بارها. با هر «دوستت دارم»ای زندگی رنگ می‌گيرد و بو می‌گيرد و برق تازه‌گی می‌بارد از سر و روش، بی ‌هر بارِ آن زندگی به يک‌باره از شکل می‌افتد بی‌رمق می‌شود مات و کدر و بدرنگ به جا می‌ماند. من و تو که ديگر خوب ياد گرفته‌ايم هيچ‌کس نمی‌ميرد بی اين «دوستت دارم»ها با اين «دوستت ندارم»ها، ها؟ ما که ديگر خوب بلديم دل ببنديم به همين «دوستت دارم»ای که جاری‌ست تو فضا، تا هر وقتی که باشد. بلديم وقتی برسد که ديگر نبود، بشينيم غصه‌ی نبودنش را هم بخوريم، آدم است ديگر. بلديم دنيا با اين چيزها به آخر نرسيده، نمی‌رسد هم.

(+)



Comments: Post a Comment