« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2010-06-01



اگر نبود پکیج‌های گودریِ کیوان هم باز چشم و چال‌مان این‌جا و آن‌جا روزی هزاربار می‌افتاد به خروارخروار عکس‌های N.ude خانم‌ها و آقایان. (حالا البته سرهرمس این‌جا دارد پکیج‌های مورد نظر را نفی نمی‌کند، هرکی به نوعی، جایی) اما می‌خواستم بگویم وقتی مثلن آقای Ryan McGinley در مجموعه‌ای که سال 2008 در گالری تیم به نمایش گذاشته، آدم‌ها را برهنه می‌کند جلوی دوربین‌، اروتیسم را کلن حذف می‌کند. عامدن مدل‌هایی را انتخاب می‌کند که بدن‌شان تقریبن هیچ‌ هیجانی در مخاطب نرمال ایجاد نکند. صورت‌های‌شان هم، اصلن نازیبا باشند. یک جور جنسیت‌زدایی از اصل جنس. زنان و مردانِ Ryan McGinley موجودات لاغراندامی هستند که رها شده‌اند در طبیعت. گاهی هم در شهر. همان‌طور که پوسترهای عظیم‌الجثه‌شان روی دیوارهای شهری جا خوش کرده‌اند. انگار نه انگار که این بی‌لباسی (سرهرمس دارد فکر می‌کند دیگر چه کلماتی استفاده کند در متن که آقای فیلترچی به گوشش تازه بیاید) به هرحال قرار است هیجان‌انگیز باشد. می‌خواهم بگویم این هیجان‌انگیزی اتفاقن دارد از آن چیزی که مورد عکاسی شده نمی‌آید، از بدن نمی‌آید، از یک جای دیگری می‌آید که همان «آن» عکاس است. در غرابت آن لحظه‌ و فیگوری است که ثبت شده است.

در گالری‌ها البته معمول نیست که قاب‌ها این‌جوری کم‌فاصله کنار هم چیده شوند. اما سرهرمس خیال می‌کند این‌جوری چیدنِ قاب‌ها، پرتعداد و با تمِ رنگیِ یک‌سان، کلیتِ یک‌سانی از مجموعه‌ بدن‌هایی می‌سازد که قرارشان این نبوده که بی‌تن‌پوشی‌شان کاری کند با قوا و غرایز بیننده. یک جور قوم‌شناسی صورت گرفته انگار. در انتخاب مدل‌ها هم حواس آقای عکاس جمع بوده که از جلوی این همه آدمِ سلبریتی بگذرد، از مقابل این همه پُرن‌مدل، تا برسد به آدم‌هایی معمولی. جوری که چهره‌شان بی‌خاطره باشد برای بیننده. بی‌حاشیه هم.

پیشنهاد می‌کند سرهرمس، بروید یک چرخ درست‌ودرمانی بزنید این‌جا.

Labels:



Comments:
قسمت های نا مشخص و خوبی از روحم حظ می کنن وقتی این وبلاگ رو می خونم
.
مرسی
 
مرسي از لينكي كه داديد
آدم دلش وا مي شه چند تا چيز درست مي بينه
 
Post a Comment