| « سر هرمس مارانا » |
| شوالیهی ناموجود |
|
2010-07-09
یازده سال گذشته. هنوز یادمان نرفته. هنوز این یادماننرفتن را داریم میکنیم توی چشمشان. هنوز با سردوشیهایشان راستراست راه میروند و یک جایی توی دلشان خالی میشود چشمهای ما را که میبینند. ازیادنبردنمان را که میبینند.
|
زنده باشی سرهرمس جان.
زنده باشی سرهرمس جان.
همچو داغی به دل حادثهها میماند
بیصداتر ز سکوتیم ولی گاهِ خروش
نعرهی ماست که در گوش شما میماند