It's so easy to betray you; it's so easy to let you down. I make one mistake, not even a mistake, one decision that you don't agree with, and that's it for you. I'm worthless because I'm weak. And that’s a quality you can't accept in others because you can't accept it in yourself. But you know that nobody can live up to your standards, because you can't even live up to them.
This is life, April. There are days that are just classless and cruel. But it is the only life that you've got.
Dr. Paul Weston
"In treatment"- S2, E27
من؟ من خیال میکنم عین همین جملات پُل را یکی باید بردارد به خیلیهایمان بگوید. یادمان بیندازد که چهطور استانداردهای سفت و سختمان را بازنگری کنیم گاهی. آدمها را راه بدهیم گاهی. به آدمها راه بدهیم گاهی.
بعد درست برعکس، آدمهایی هستند در زندهگانی، که آنقدر بلدند جا بشوند در استانداردهای خودشان، آنقدر تکلیفشان روشن است با خودشان، که تو را همینجوری که هستی، همینجوری پُرخللوفرج، همینجوری «انسان» - هیومنبینگ صرفن- پذیرفتهاند. اینجوری است که آدم باید خیلی زور بزند، تا بهشان خیانت کند! تا اصلن بتواند که از خودش ناامیدشان کند. اینها، گیرم با کمی اغماض، همانها هستند که بلدند خودشان را گاهی دست بیندازند، در حضور جمع. بلندند آنقدر خیالشان از خودشان راحت باشد، که کاستیها و سوتیها و نابلدیهایشان را بکنند سوژهی جمع، به دست خودشان. اینها سفتترین جاپاها را دارند روی زمین. همین است که اینطور هم ردپا میگذارند از خودشان، بعد رفتن.
Standards, even wrongly seated ones, won't be shattered just because they have been addressed. This standards' roots goes back to biased upbringings and years of different life experiences and social interactions.
For that "One Person" who is wished to step up and remind us/others of the closed doors and possibilities outside our/their structured expectations, I believe, it takes more than a flip to make us/them go back on track. In other words we all need a banging amount of therapy sessions.
P.S: Yet still blessed are those people who are in peace with themselves and others around. (described in your 2nd paragraph)
دوستی داشتم ، هر وقت بحث بالا می گرفت و جنگ مغلوبه می شد و کسی سعی داشت دیگران را به اجبار متقاعد کند ناگهان فریاد می زد : زنده باد تردید ، اشتباه ، تفاوت ! ...ا
اینکه گاهی در افکار صلب خود تردید کنیم و احتمال بدهیم که امکان خطا در همگان (منجمله خودمان) هست و دیگران با ما متفاوتند و بخصوص اینکه این حق آنان است که متفاوت باشند ، انوقت معجزه های بسیار زیبایی در اطراف مان می افتد ...
Post a Comment