گاهی هم شام مبسوط و معرکهای میخوری. خوبی. بعد نصفهشب بیدارت میکنند، برایت قرار زورکی میگذارند کلهصبح، سردرد میگیری. صبح میشود. میروی. بعد میبینی خوب شد که رفتی. روزت ساخته میشود با همان یک خبر نسبتن خوب. گیرم که بعدش دوباره همان.
پ.ن: آدم است دیگر، المشنگه راه میاندازد گاهی وقتها. وقتهایی که واقعن کم میآورد. خوبم، در کل.
Post a Comment