« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2012-05-07
آقای سلمان راست میگوید. عادت کردهایم که نگرانیها و غرها و گلایهها و کمبودها را جار بزنیم. بعد، برطرف که شد، آرام که گرفتیم دیگر حالش را میبریم. لزومی نمیبینیم بیاییم مثلن اینجا بنویسیم که سرهرمس یک دفتر نقلی تر و تمیز را در یک ساختمان اداری چشمگیر شریک شده است با یک آقای طراح صنعتی بسیار خوشفکر و همگون و آرام و ملایم. میخواهم بگویم یک چیزی قریب به همان 100درصدی که دنبالش بود. فوقش بیاییم بنویسیم که سرهرمس سال 91 را قرار است کمی خلوت بگذارند. قرار است بیشتر معماری کند. عکاسی کند. قرار است گذارش تا اطلاع ثانوی به کارگاه و دادوبیداد نیفتد. این جوری است که رفته سراغ وسایل شخصیاش، خاکشان را گرفته، آورده گذاشته در دفترش. قلم و ماژیک و خودنویس و مدادرنگی و دفترهای طراحی و الخ. یکی دوتا پروژه را گرفته دستش، و خوشحال است، میدانید، خوشحال است.
در همین راستا، عجالتن میتوانید به یک سرهرمسای فکر کنید که اگرچه کافهدار نشد امسال، گاس که معمار پروژههایتان باشد اما.
Labels: من، رسانه, نشاطآورها |
;)
همیشه با نشاط باشید رامین جان.ـ
Post a Comment