« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2017-05-07
به جد بر این باورم که بعد تجربهی تحریم انتخابات سال ۸۴، و روی کاراومدن احمدینژاد و شخمخوردن مملکت، و تجربهی گران ۸۸، و همهی نتایج خوبش علیرغم زخمهاش، و تجربهی مشارکت ۹۲ و کابینهی روحانی با گلسرسبدهایی مثل ظریف و جهانگیری و زنگنه، بحثکردن با کسی که استراتژیش تحریمه، عین اینه که بخوای به یه بچهای که تا کلاس دوم دبستان درس خونده، مفهوم انتگرال رو حالی کنی. همونقدر آبدرهاونکوبیدنه و بیحاصل. جاش باید رفت سراغ بلاتکلیفها و بیخیالها و شُلهای انتخاباتی و قانعشون کرد که مهمه همون یهدونه رایشون، و میتونن روحانی رو همون دور اول بفرستن ساختمون پاستور، و یه دست رد محکم بزنن به ارتجاع و نابلدی (رییسی) و به دروغ و پوپولیسم و خالیبندی (قالیباف) و بانی بهثمرنشستن کارهای زیربنایی این چهار سال باشن و به تداوم عقلانیت و صلحطلبی و تعامل با جهان کمک کنن.
من ناچارم تَکرار کنم، منفعت شخصی و شغلیم در تکرار این دولت عاقل و پراگماتیسته.
Labels: من، رسانه |
Post a Comment