« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-09-04 کشک بسابيد و بمکيد تا معتاد نشويد! ۱. ترساندن تماشاگر در فيلم Hunting در مقايسه با شاهکار آقای آلخاندرو آمن آبر، ديگران، درست مثل اين است که به جای اين که برای يک نفر جوک تعريف کنيم تا بخندد، او را با دست قلقلک کنيم! اين که شما همهی متريالهای ترساننده، مثل يک خانهی قديمی وحشتناک و تالار آيينه و ادوات شکنجه و قطع ارتباط تلفنی و شب و باد و پنجرههای باز و چند آدم تنها و بیپناه و يک دکتر مرموز و آواهای وحشتناک شبانه و بیخوابی و مجسمههای ابولهولی و غيره را يک جا جمع کنيد و بعد هی اشباح جيغ و داد بکنند و هنرپيشهها فرياد ترس سر بدهند که هنر نيست! اگر توانستيد عين آقای آمنآبر ملت را از نور بترسانيد آن وقت است که به شما میگويند نابغه! ۲. آقای ريپلی با استعداد (!) آقای هرمس مارانا را ياد اگه میتونی منو بگير انداخت. هر دو فيلمنامههای تميز و بدون نقصی دارند و کارگردانی البته در خون آقای اسپيلبرگ بيشتر از آقای آنتونی مينگلا غلظت دارد! ۳. دغدغههای انسانی آقای فرانکشتين هم عالمی دارد ها! آقای رابرت دنيرو که بايد خيلی خوشحال باشند از اين که فرصت کمنظير مخلوقی غريب بودن برای بازی و درآوردن حسها و انگيزهها و البته احساسات به ايشان داده شده و البته سربلند بيرون آمدند مثل هميشه! فقط زيادی احساساتی شدهاند! هم جناب ايشان و هم دکتر فرانکشتين آقای کنت برانا. راستی کارگردان اين فيلم نسبتا خوب کي بود ؟ ۴. البته آدم حتما از خودش عقل دارد که با پای خودش به يک سينمای وطنی، گيرم از نوع متمدن آن مثل سينما فرهنگ، میرود تا يک فيلم خارجی ببيند وگرنه که اين همه از سانسورهای متواتر و مسخرهی فيلم حرص نمیخورد و هی به اين فکر نميکرد که آخر کجای دنيا فيلم يک ساعت و ۱۵ دقيقهای نمايش میدهند و ۱۵۰۰ تومن هم از ملت میچاپند و سرشان را بالا میگيرند که بعله در مملکت ما فيلم خارجی روز اکران میشود! ... فيلم بازيگرها البته طنز از نوع انگليسی دارد و قاعدتا نبايد خيلی بخنداند ولی قبول کنيم که فيلم فرصتهای زيادی را هم از دست داده بود. وگرنه آقای سر مايکل کين هوس کنند ملت را بخندانند و نشود؟! تازه هنوز يادمان نرفته که صدای آقای خسروشاهی در آن شاهکار کوچک آقای مانکيهويچ، بازرس، چقدر روی صورت نامطمئن آقای کين خوب نشسته بود و يادمان نرفته که در آن شب ديروقت پای برنامهی خوب هنر هفتم چه لذت وافری برديم از اين فيلم و هزارتوی پيچ در پيچ شمشادی گفتنهای آقای اکبر عالمی نازنين... Labels: پرشینبلاگ |
Post a Comment