« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-12-12 ALMOST FAMOUS **** اگر عاشقِ راكاندرول نيستيد حداقل سعي كنيد به طور موقت اين سبك را خيلي دوست داشته باشيد و باز سعي كنيد كه اصولاً همينجوري از دههي هفتاد خوشتان بيايد و با سينما هم حال كنيد تا آقاي مارانا فيلمِ تقريباً مشهور را به شما پيشنهاد كند! داستانِ پسركي شيرين و پاك و دوستداشتني و البته 15 ساله كه شيفتهي راكاندرول است و براي نوشتنِ مقالهاي در مجلهي رولينگاستون دربارهي گروهِ راكي به نام استيوواتر، به تورِ چندماههاي به همراهِ گروهِ استيوواتر، به دورِ آمريكا ميرود. طبقِ معمول قرار است در اين سفر خودش هم بزرگ بشود و بالغ و مرد و داماد (!) و اين حرفها كه بعضيها را ميشود و بعضيها را نه! كاملاً معلوم است كه كامرون كرو، كارگردان، عاشقِ راك بوده و از آن نسلي كه در همانِ دههي هفتادِ دوستداشتني و رويايي، اعتقاد داشتند راكاندرول ميتواند دنيا را نجات دهد. خانم فرانسيس مكدورماند هم با آن لبخندِ پت و پهن و چشمهاي نگران و زيرك و نگاههاي سريعِ بازيگوشانه، نقشِ مادرِ قهرمانِ جوان را بازي ميكند كه دائم در حال پرهيزدادن پسرش از مخدرجات است! دوشيزه كيت هادسن هم نقشِ يك fan واقعيِ راسل، گيتاريست استيوواتر را بازي ميكرد كه با آن صورت معصوم و كودكانه و شيطنتهاي دخترانه، آدم را يادِ ميمِ درخت گلابي ميانداخت. به هر حال مهم تصويرِ درخشان، شفاف و پاكيزهاي است كه از آدمهاي آن دوران ارائه ميشود كه هرچند خيلي هم واقعي نيست اما دوستداشتني و زيبا است. درست همچون خودِ راك كه ايدهآلگرا بود و اتوپيايي. آقاي ماراناي بزرگ و بانو را كه همين چيزها تا 2 نصفهشب، حساس و هوشيار پايِ تلهويزيون نگه داشت و بانيِ حظِ وافري شد كه شرحاش مفصل است. Labels: پرشینبلاگ, سینما، کلن |
Post a Comment