« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-12-03 سنگين! آقاي مارانا شديداً توصيه ميكند اگر اهلِ لذتبردنِ كوندرايي از رمان هستيد، كافهي زيرِ دريا – نوشتهي استفانو بنني و ترجمهي خوبِ رضا قيصريه- را بخوانيد كه اخيراً كتابِ خورشيد آن را چاپ كرده است. به قولِ پشتِ جلدِ كتاب: شاملِ داستانهايي است آميخته به طنز و خيالپردازيهاي خاص و نادر و با تنوعي باورنكردني در سبك و مضمون تا جايي كه باورش دشوار است كه همهي آنها اثرِ يك نويسنده باشد. آقاي مارانا براي اين كه حرفش را باور كنيد، مجبور است به خلاصهي چندتا از قصههاي كتاب اشاره كند: 1- سالي كه هوا جنون گرفت: هواي دهكدهاي در ناكجاآباد دچارِ جنونِ ادواري ميشود! ميتوانيد تصور كنيد كه هر اتفاقي در آسمان ميافتد! 2- بزرگترينِ آشپزِ فرانسه: شيطان براي گرفتنِ جانِ معروفترين آشپزِ پاريس ميرود اما او آنچنان با غذاها و نوشيدنيهاي گوارا و خوشمزه هوش از كلهاش ميربايد كه شيطان ماموريتش را فراموش ميكند! فقط 7-8 صفحهي كتاب شرحِ انواع و اقسامِ خوردنيهاي عجيب و جورواجور است كه بنني پشتِ هم رديف كرده تا هم اشتهايتان تحريك شود و هم گيج بشويد و هم باورتان نشود كه بشود اين آتوآشغالها را با هم قاطي كرد و چيزِ لذيذي از آن درآورد و حتي هوس كنيد كه يكي از اين تركيباتِ عجيب – مثلِ سوپِ لاكپشتِ ماداگاسكاري به شيوهي اورالفه يا ماهيهاي ناتوراليستي آلابونون و يا شرابِ نهنگ يا بلدرچينِ آلانگرسكا به صورتِ فيله و پر از مغز با پارميجان، زردهي تخممرغ و خامه كه توي سس دنبلانِ سياه خوابانده شده است!- را امتحان كنيد! 3- كرمِ دي سي چو: داستانهاي كرمهاي مختلفي كه هريك بهگونهاي كتابها را ميخورند، يكي فقط حروفِ ربط را ميخورد، ديگري فعلهاي معتدي را و بعدي، قيدهاي زمانِ ماضيِ نقلي را! ولي خطرناكترينشان، دي سي چو است كه آخرِ كتابها را تغيير ميدهد! 4- ماتومالوآ: قصهي نهنگي كه غاشقِ ناخداي يك كشتيِ اشرافي ميشود و ولكن هم نيست! 5- آكيلله و اتوره: قصهي دوئلِ دو روستايي براي تصاحبِ يك دوچرخه كه از مفاحشه – فحشدادن تا سر حدِ مرگ!- شروع ميشود و به رقابت بر سرِ خوردنِِ سوسيسِ خوك و شراب ختم پيدا ميكند! 6- اولهرن: پسركي كه درسِ جادو و جمبل و ارتباط با موجوداتِ اهريمني ميخواند و در شرفِ تبديلشدن به يك اهريمن/دراكولا است اما پس از چند سال، درگير، زندهگيِ معموليِ خانوادهگي ميشود! 7- ماجراي امدادفوري و كيفِ آرايش: داستانِ دلدادهگيِ عجيب و شنيدنيِ يك موتورسوارِ ديوانه و دختركي خوشگل! 8- پرشيلاماپله و جنايتِ كلاسِ دوم: يك داستان آگاتاكريستياي در دنيايِ بچهمدرسهايهاي درسخوان و باهوش! 9- لولويِ آدمضايعكن: اگر با شنيدنِ اسمِ اين داستان كنجكاو نشديد، همان بهتر كه از خيرِ خواندنِ اين كتاب بگذريد! Labels: پرشینبلاگ |
Post a Comment