« سر هرمس مارانا »



2006-01-13


1. آقای سر هرمس مارانا لازم می داند همین جا از آقای همایون احمدیان به خاطر این که وقتی امروز عصر که آقای مارانا سوار اتوموبیل خودش شد تا از دفتر به خانه برگردد و هی برف می آمد و بزرگ راه صدر شدیداً راه بندان بود و باز برف می آمد و تهران سفید سفید شده بود و آقای مارانا رادیو پیام را روشن کرد و ناگهان صدای نوستالژیک آقای افشین پخش شد که می خواند: زمستون... تن عریون باغچه زیر بارون... و آقای مارانا عجیب حالی کرد...

2. از آن جایی که به قول دایی شقایق، ما هرمس هستیم و به حکم وظیفه ازلی مان باید آن چه خدایان می کنند و می گویند را برای شما آدمیان فانی تاویل و ترجمه و تفسیر نماییم و از آن جایی که در میانه ی این تاویل و تفسیر هرچه دل مان بخواهد کم و زیاد می کنیم و یک روده ی راست هم در شکم مان نیست، باید به شما آدم های فانی بگوییم که این برفی که امروز این گونه قاطع و بی تخفیف بارید و شهر را به حالت نیمه تعطیل در آورد، فقط و فقط در پاسخ دعای این آقای بولتس عزیزمان بود که می خواست ما نتوانیم به همراه آقای الف و خانواده، به منزل ایشان برویم و حلیم بخوریم.
بولتس عزیز! پسرم! شما از حلیم خوردن ما جان سالم به در بردی، با این آقای الف چه می کنی که دارد نقشه می کشد جماعتی را در یک وقت بی وقتی به در خانه ی شما بفرستد عزیز دل برادر؟! ایشان را که می شناسی، وعده ی حلیم که به آن شکم صاحب مرده اش داده، دیگر عزرائیل هم جلودارش نیست. شکر و نمک هم دیگر برای اش فرقی نمی کند. ما به جای شما بودیم وسط همین برف زمین گیر هم که شده یک جوری این حلیم را به آقای الف می رساندیم تا خلاص شویم. از ما گفتن بود.

3. گاهی فکر می کنیم این نوشته های صاحب وبلاگ ها، عین متن است و کامنت ها، عین حاشیه. همان text و context خودمان. بعضی ها آدم متن هستند. یعنی فقط در متن حضور دارند و به ندرت می شود در حواشی اثری از ایشان دید. مثل خانم مارانای دوست داشتنی مان. بعضی ها فقط اهل حاشیه اند و اتفاقاً حضور قاطع بی تخفیفی در حواشی دارند. مثل همین خانم مکین، همسر آقای سانسورشده ی خودمان. بعضی ها در هر دو حضور فعال دارند و حضورشان در متن و حاشیه عیناً مشابه است. مثل ما که در متن و حاشیه همیشه همین هرمس مارانای بزرگ هستیم یا آقای ونگز بزرگوار که در متن و حاشیه همین جور دارند مدام دور حوریان زمینی می گردند یا آقای بولتس عزیزمان که وقتی اجاق شان کور است، دیگر متن و حاشیه ندارد، همه جا کور است. برخی رفقا متن وحاشیه شان هیچ ربطی به هم ندارد. در متن یک جورند و در حاشیه یک جور دیگر. مثل این خانم پیاده که متن و حاشیه اش دو پدیده ی متفاوت است. وبلاگ ها هم به همین قسم است. یکی پیدا می شود مثل این آقای مِد کامنت فری که یک متن خفیف و ساده و کوتاه دارد با حواشی دراز و پرتفضیل و بی ربط که جماعتی بی کار برای نوشته های کوتاه و دیربه دیر این آقا، ده ها کامنت جورواجور می گذارند. در بعضی وبلاگ ها، حاشیه دنبال متن اصلی حرکت می کند و تابع است، گاهی وقت ها متن از حاشیه پدید می آید و این حواشی هستند که به نوشته های متن ایده و جان می دهند. بعضی وبلاگ ها اصولاً اهل حاشیه نیستند و اصلاً جایی برای کامنت ندارند. خیلی جاها اصولاً حاشیه فوق العاده از متن جذاب تر است و شباهت اش به زندگی واقعی، حیرت آور می شود. مثال ها زیاد هستند و ما طبق معمول حوصله ی بسط بیش تر نداریم. خودتان کمی زحمت به خودتان بدهید و در این باب تامل کنید!


Comments:
حالا خوبه بعضی ها بالاخره یه چیزی دارند...حالا یا متن یا حاشیه و یا جفتشون توأمان....ما که نه متن داریم،نه حاشیه...به دیگر بیان اگه هم داریم،نه متنمون متنه و نه حاشیمون، حاشیه!
 
یک بعد از ظهر وقت من صرف این شد که این بند متن و حاشیه شما را درک کنم.. حاشا و کلا که نکردم.. ولی فهمیدم من یک جام با یک جای دیگرم فرق دارد.. لابد قسمت بوده..ضمنا در آن مسابقه که گفتم داور کونتین عزیز یک پای تپل مپل از آنها که ساقش استخوانی نیست.. مثل مال جنیفر لوپز نه مثل پاریس هیلتون را به عنوان سرور پاهای آمریکایی انتخاب کردند.. همین
 
مگه رادیوی ما از این چیز ها هم پخش می کنه؟چند روز پیش هم شنیدم قراره صدای شاملو و اخوان و... رو هم پخش کنه
 
راستی ما هم نفهمیدیم در کجای این قضیه ی متن و حاشیه ایستاده ایم و از آن جا که دچار شک شرعی شدیم لازم دیدیم که بپرسیم بل که راه گشا باشد
 
taklife aghaye homayoone ahmadi ,ro roshan nakardid jenab ! shayad ham mozoe matn o hashiye bashe ke matn rafte to hashiye ya bar ax ,ke shamele ishoon ham shode ..
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017  11.2017