« سر هرمس مارانا »



2006-02-06


1. اول این که سرهرمس مارانای بزرگ، به زودی با انبوهی از نوشته های گهربارش برمی گردد. این چهار روز تعطیلی فرصت مناسبی است که بنشینیم، عرقی نوش جان کنیم، فیلمی ببینیم، کتابی بخوانیم و چیزهایی بنویسیم. توفیق اجباری است که خانم مارانای دوست داشتنی به اتفاق جناب مارانای جونیور، عازم بلاد کفر هستند و ما از آن جا که از این بالا همه جا را می بینیم و هر جا که بخواهیم برویم، از همین بالا به صورت میان بر، می رویم، جایی نمی رویم و خلوت خاصه ی خودمان را داریم تا اهل منزل برگردند. لابد دل مان هم برای مهربانی های خانم مارانا و لبخندهای جناب جونیور تنگ می شود که این موضوع فعلاً به خودمان مربوط است! فعلاً برنامه های هیجان انگیزی برای خودمان تدارک دیده ایم از جمله رفتن به باغ وحش و عکاسی از شامپانزه های عزیز، که مدت ها بود قصد اش بود و فرصت اش نه.

2. جمعی از اذناب و دوستان به وبلاگ نویسی و فوتوبلاگ سازی روی آوردند که به نوبه ی خودش خبر خوبی است. ما به حکم هرمس مارانابودن مان، ناچاریم زحمت معرفی ایشان را متقبل شویم.

برادر دیونیزوس ِ عزیزمان بعد از مدت ها به توصیه ی هوشمندانه ی خانم مارانا عمل کردند و وبلاگ آقای بال افشان، انعکاس خواب های عجیب و غریب و پرمغز ایشان است. خواب هایی که به زعم ِ ما گنجینه ی غنی ای برای قصه نویسی است. لب ریز از ایده های ریز و درشت و سورئال و ابزورد.

آقای خطرناک هم بالاخره از مخفی گاه شان بیرون آمدند تا جماعتی را از راه به در کنند. با اندیشه ها و تاملات معرکه ای که در باب خدا و شیطان فعلاً دارند قلمی می کنند.

این خواهرزاده ی نابغه ی ما که قبلاً وبلاگ آقای هشت ساله را می نوشت و کوهی از طنز بکر بود و به کمدی های اسلپ استیک پهلو می زد، حالا به صرافت افتاده فوتوبلاگ اش را راه اندازی کند و عکس های اش را پابلیش نماید. ما به شخصه و کاملاً با اغراض مشخص و واضح خانواده گی، آینده ی درخشانی را برای این عکاس ده ساله پیش گویی می نماییم. (توجه دارید که سر هرمس مارانا، پیش بینی نمی کند، پیش گویی می کند!)

آقای آریان هم از بلاد طالقان به پایتخت کوچ کرده و در یک ماهه گی، به همت پدر گرامی اش، فوتوبلاگی از عکس های خودش ایجاد کرده و آقای مارانای جونیور را از تنهایی درآورده است. البته گاس که تنهایی برای آقای مارانای جونیور هم مثل ما، موهبتی باشد فراموش شده و حسرت آلود!

3. وقتی انسان فانی و فرزانه ای مثل خانم پیاده، آنونس برای داستان های بعدی اش می گذارد، چرا ما که تا بدین حد فرزانه و استوار ایم، برای چیزهایی که در باره شان بعداً خواهیم نوشت، تبلیغ نکنیم؟ (البته یک ایده ی منسوخ شده و بی مصرف می گوید: جنس خوب نیاز به تبلیغ ندارد) هان؟! به هرحال، جماعت بدانند که ما قصد داریم در این آخر هفته ی طولانی، اگر عرق آقای فرانک رخصت داد، درباره ی فیلم های نقشه ی پرواز، کینگ کنگ، افسانه ی زورو، مکس، خدای جنگ، گل های پژمرده و بالاخره مجموعه فیلم های کوتاه تبلیغاتی کمپانی ب.ام.و بنویسیم.
البته تا یادمان نرفته، لینک این کاریکاتورهایی را که این روزها این همه شما آدم های فانی بر سرش دعوا می کنید را هم برای تان خواهیم گذاشت. (اساساً ما این بالا محمدنامی را می شناسیم که حرف هایی غریبی می زند و ما حدس می زنیم همان محمدی باشد که شما این همه دوست اش دارید. از ایشان درباره ی کاریکاتورها سوال کردیم، فرمودند: ما که حال کردیم و کلی خندیدیم و برای مان جالب بود قضیه چون آن وقت ها در عربستان کاریکاتوریست نداشتیم و تا حالا این جور چیزها را ندیده بودیم. – سه چهار نفر نقاش داشتیم البته که رفقا گفتند این ها صور قبیحه می کشند و ما هم دادیم ترتیب شان را بدهند- و اساساً نمی دانیم چرا این طرف داران ما این همه بی جنبه اند و شلوغ اش می کنند. دادیم این کاریکاتورها را تکثیر کنند تا نشان علی و فاطمه و بچه ها هم بدهیم و دسته جمعی بخندیم.) ما خودمان البته در این چندهزار سال، از این جور چیزها زیاد دیده ایم و خیلی هم راست اش برای مان این هنرنمایی های شما آدم های فانی جالب و بامزه نیست. این کاریکاتورها هم به نظرمان خیلی بیش از این ها لوس آمد. دیشب با آفرودیت داشتیم قهوه می خوردیم، ایشان هم همین نظر را داشتند. (این آفرودیت هم آن جور که شما فکر می کنید، نیست! ما که معمولاً جز قهوه خوردن کار دیگری با ایشان نمی کنیم، حالا باز این آقای ونگزمان، نرود برای ما حرف در بیاوردها!)


Comments:
yani shoma ta hala sarbazitoon ro nakharidid
jalebe
cheh joori toe iran kar mikonid
 
آقا پس لازم شد به مانیفست نافرمانیهای مدنی،سربازی نرفتن و حتی سربازی نخریدن(!)را هم اضافه کنید!
 
با تشکر از دست پنجول الهوی سر هرمس.یک سوال:کدوم خدایی ادمی رو افریده که میگه اسم شیرینی دانمارکی را بذاریم گل محمدی؟(روزنامه اعتماد ملی امروز رو بخون)اقا من و تو داریم با این ادم یک یک هوا را تنفس میکنه
 
مومنت آقاي مارانا! اين خانم آفروديت تصادفا شکل اين دلبران چيني-امريکايي که نيست؟ اگر هست ما رزومه‌مان را براي شما بفرستيم بلکه ما را به آبدارچي‌گري عالم بالا قبول بفرماييد!
 
سر هرمس مارانای عزیز تر از جانمان.فدایت شویم دلتنگ جونیور کوچولو و مادام مارانای عزیز نباشی . بابا مرسی از این همه تعریف.!
سعیده آبجی سر هرمس مارانای بزرگ
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017  11.2017