« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2006-03-20 این یک چپق نیستیه شب مهتابماه میاد تو خواب منو میبره کوچه به کوچه باغ انگوری باغ آلوچه دره به دره صحرا به صحرا اونجا که شبها پشت بیشهها یه پری میاد ترسون و لرزون پاشو میذاره تو آب چشمه شونه میکنه موی پریشون - یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب منو میبره تهِ اون دره اونجا که شبها یکه و تنها تکدرخت پیر شاد و پرامید میکنه به ناز دستشو دراز که یه ستاره بچکه مثِ یه چیکه بارون به جای میوهش نوک یه شاخهش بشه آویزون - یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب منو میبره از توی زندون مثِ شبپره با خودش بیرون میبره اونجا که شب سیا تا دم سحر شهیدای شهر با فانوس خون جار میکشن تو خیابونها سرِ میدونها: عمویادگار مرد کینهدار مستی یا هشیار؟ خوابی یا بیدار؟ مستیم و هشیار شهیدای شهر خوابیم و بیدار شهیدای شهر آخرش یه شب ماه میاد بیرون از سر اون کوه بالای دره روی این میدون رد میشه خندون - یه شب ماه میاد... |
http://www.kosoof.com/photo/00255-03-akbar-ganji.jpg
مخصوصا" که هرمس بزرگ هم عاشقشه ..اون بالا ها چه خبره ؟
Post a Comment