« سر هرمس مارانا »



2007-05-22

ضمن این که اشاره کنیم که عکسِ پستِ قبلی، آقای محسن‌خان نام‌جو بودند، در جریان صحبت‌های ایده‌مندانه‌ای که با رفقا داشتیم و در راستای این که هر روز یک بازی جدید از خودتان در این وبلاگستان درمی‌آورید، سر هرمس مارانای بزرگ بازی زیر را اختراع و راه می‌اندازد.
بازی به این صورت است که هرکس باید پنج بازی طراحی کند (راه بیندازد) و بعد پنج نفر را از اهالی وبلاگستان دعوت کند که وارد بازی بشوند و هرکدام پنج بازی طراحی کنند و الخ.
و اما بازی‌های ما:

1- پنج نفر از کسانی را که خیلی دوست داشتند شما را ببوسند.
2- پنج سوالی که همیشه دوست داشتید از کسی بپرسید و هیچ وقت نپرسیدید و نخواهید پرسید.
3- پنج نفری که فکر می‌کنند شما موی دماغ‌شان هستید.
4- پنج نفری را که فقط یک بار با ایشان خوابیدید.
5- پنج‌تا خوابی که همیشه دوست داشتید ببینید.

و از آن‌جایی که ما خودمان طراح این بازی هستیم، به خودمان اجازه می‌دهیم برای شروع ده نفر را از رفقای‌مان به بازی دعوت کنیم:
خانم کوکا/مارانا، مکین، آقای سانسورشده، آقای ب، آقای بامدادِ گل‌کو، خانم کپی‌لفت، خانم ئه‌سرین، آقای ساسان‌خان عاصی، خانم شین، میرزا پیکوفسکی، خانم پیاده، آقای الف، خانم فرنایس

(آخر این‌قدر بی‌کار هستید که می‌شمرید؟!)



Comments:
:))
akhe khodayesh in soale 4 ro ru che hesabi varede in bazi kardi va fek kardi ki hazere be in soale javab bede:D:D
 
ددم واي! دونقطه دي
بدوام برم فكر كنم!!
 
ببخشيد! جسارته! ولي بقيه وبلاگ شما چي شد اونوقت؟!؟ من چرا فقط همين پست آخر رو ميبينم، اونم بدون هيچ لينكي از آرشيو! شما گمان ميكنيد از اثرات اي دي اس ال دار شدن باشد؟!؟
 
یعنی دقیقا این بازی رو وقتی باس راه مینداختین که من دیگه نمی نویسم؟واقعن که!من فکر می کردم کم کم شما خدای منصفی باشین خوب که!
 
ایجاد هرگونه سیستم هرمی محکوم است و محکوم به اعدام مییشوید....(نظام مقدس جمهوری اسلامی)
 
پس چرا من هر سری میام اینجا فقط پست آخرش رو میبینم جریان چیه؟
 
کی جواب بده به سوالا ؟ من ؟ باشه .

1.)سیمین .مینو. معلم ریاضی کلاس اول راهنماییم.امیر حسین.خودم)
2.)به نظرت من چه جور آدمی هستم ؟.آقای ... چجوری با دسته چلاقش تو دست شویی خودشو می شوره ؟. به نظرت دماغ من خیلی گنده است ؟.چرا بابام وقتی جلو آیینه خودشو نگاه میکنه سیبیل هاشو یک جوری میکنه ؟.چرا در جواب بله زبان شش مثقالی رو حرکت نمیدیم کله 5 منی مونو بالا پایین میبریم اونم چند بار.چرا معلم کلاس اول راهنماییم وقتی با ماها میومد نماز خونه نماز نمیخوند )
3.(سامی.محمد.سمیرا.دماغم !.جناب هرمس )
4.(متاسفم هنوز چهارتا نشده شد چشم!(
5.(خواب سیاه سفید.خوابی که از ترس یهو بیدار شم .خوابی که صبح یادم بمونه.خواب پرواز با دوچرخه.خوابی که بتونم با سرعت بدوم (
 
ما هم از خودمون جسارت کردیم و بازی به خرج دادیم ... شخصیت ها که مجازی اند و آننون .
جناب هرمس از یه نفر میپرسند که از کی بپرسم ؟ بعد طرف میگه از ... . جناب هرمس از ایشان هر سوالی را میتواند بپرسد حتی خصوصی ترین سوالات و شخص هم مجبور است .ببینید ...مجبور است که به سوالات پاسخ صحیح بدهد ...تضمینی نیست برای گفتن حقیقت اما در دنیای مجازی ممکن است ....
 
بنزین گران شده ...بیایید در مصرف آن صرفه جویی کنیم ...از دنده عقب استفاده نکنیم !
 
آقای مارانای گل، اینکه شما اون بالا کنار زیوس به افکار ما انسانهای زمینی واقفید که دلیل بر این نمی‌شه از ایده‌ی پست بعدی ما قبل از اینکه ما بنویسیمش استفاده کنید! خواندن افکار هم حد و حساب دارد آقا جان!
 
خب جواب سوالات خانم المیرا و یلداهه حداقل این است که یک تغییر کوچک در تنظیمات این‌جا داده شده که به علت حجم بالای صفحه و پست‌ها و کامنت‌ها (!)، شما فقط پست آخر را می‌بینید. در صورت نیاز و احتیاج به پست‌های قبلی، کسی مثل مکین لابد این درد را دارد البته (!)، می‌توانید به آرشیو این بغل که علی‌القاعده باید مشاهده شود، مراجعه کنید. ها این را هم به خانم سان بگوییم که دخترم! قرار نیست کسی به این سوال‌ها جواب دهد. این اشتباه را آقای بکس هم کرده است. قرار است در این بازی شما فقط سوال/ بازی طرح کنید. برای نمونه، سری به وبلاگ خانم کپی‌لفت بزنید.
 
جا موندم که! تازه می‌خواستم راجع به محسن نامجو و فرندز یه چیزی بگم، که دیدم بازی راه انداختی. یادت باشه بگم!
 
بله من آرشیو رو مشاهده می‌کنم! امورات نمی‌گذره که اگه ندونی آخرین کامنت پست قبلی رو کی نوشته!
 
ببخشید، خیلی ببخشید (با لحن علی دائی‌یی) بازی شما یادآور سوالات اساتید ما بود که سرجلسه باید زور می‌زدیم حدس بزنیم منظور استاد چی بوده. حالا منظور اینه که کسانی که دوست داشتند شما را ببوسند را بریم ببوسیم یا بی‌خیال‌شون بشیم یا چی؟ سعی می‌کنم مودب باشم و سوال چهار رو باز نکنم حالا.
بعد ببخشید چرا "آقا و خانم" رو جزو شخصیت مجازی-وبلاگی قرار نمی‌دید؟ اصولاً از دیدگاه شما وبلاگ جنسیت‌بردار نیست؟
من واقعاً معذرت می‌خوام ولی می‌خواستم بدونم سزای این خوانندگان/بندگان بی‌دقت که حتی هنوز هم نفهمیده‌اند صفحه اول شما فقط یک پست داره چیه؟ (این اصلاً به این معنی نبود که یعنی آره من از قبل‌ها فهمیده بودم!)
 
عجب گيري داديد به سيزده شما حالا ! ما مي شماريم تا بدانيد كه ده تا بايد ده تا باشد ! ده تاي شما چرا حالا سيزده تاست اصلن ! ؟
+
بازي توپيه به شدت حمايت خودمو اعلام مي كنم . عمرن كسي به فكرش نمي زسيد به جاي بازي جوابها از بازي سوالها استفاده كنه ! درود بر سر هرمس ماراناي بزرگ [ شيپورچيان بنوازند ] . وارد مي شود ...
 
mamnoon ke linke man tashih shode aghaye marana.
 
با تشکر از دعوتت، دوستان و حضار محترم و دانشگاهیان عزیز. با اجازه صاحبخونه من بازیمو همین جا ادامه می دم.

1- پنج جایی که جیش داشتین ولی روتون نشد برید دستشویی.
2- پنج تا آدمی که دلتون می خواد یه ساعت جای اونا باشین.
3- پنج دلیلی که به خاطرش وبلاگ هرمس مارانا رو می خونین!
4- پنج روز زندگیتون که دلتون می خواد دوباره تکرار بشن.
5- پنج تا شکلاتی که کاش الان داشتم و می خوردمشون!

( از آدمی که رژیم داره بیشتر از این انتظار نمی ره نه!؟)

آدمهایی که دعوتشون می کنم :

- براد پیت
- روبرتو باجیو
- مرحوم ناظم حکمت
- ر.اعتمادی
و
- قل مراد مظفر زرگنده
 
ma ro begu bade chand mah umadim inja ye naghde filmi,chizi bekhonim!
 
می‌خواستم سرگردونتون کنم تو کامنت‌دونی‌ها تا بازی‌هامو بخونین. هرمس گفت: نکن مکین! بنده‌هامو فراری می‌دی. گفتم باشه.
حالا هم از جوجو مارانا و فرانکلین و مرمر و علیرفتی و خانوم نقطه دعوت می‌کنم که بازی در بیارن!
 
مكين حالا درگوشي به من بگو كجا نوشتي!
 
از اونجا که وبلاگ من خیل جدی و مهمه و من از این بازی مازیا هیچ خوشم نمی آد مثل خانوم شین همینجا می نویسم!س
1- 5 تا از این لوس ترین بازیهایی که تا حالا تو وبلاگ نوشته شده
2- 5تا کامنت نویس توی وبلاگ همسرم که می خواین سر به تنشون نباشه
3- 5 نفری که فکر می کنین ممکنه سر تا ته کامنتهای آقای عاصی رو بخونن
4- 5 تا بازی دیگه که من بتونم دوتاش رو اینحا تو ی4 و5 بنویسم
5- 5تا آهن فروش خارجی که کربن ستیل پلیت داشته باشن و به ایران شیپمنت داشته باشن.این رو اگر واقعاً بگین
جیگرتون رو قاچ قاچ!س
5 نفری که معرفی می کنم هم اونایی که من موی دماغشون هستم.هر آیتم دیگه ای انتخاب می کردم شوهرم گیر می داد خب
 
پس چرا اين بقيه نمي نويسن ؟ هنوز يه مقداري گويا مونده كه ننوشتن ! شما چه خدايي هستي چرا رو بنده هات نفوذ نداري ؟ يه ذره اعمال قدرت كن !
 
نه سر هرمس! ما راضی-ایم به رضای زیوس! حتما حکمتی بوده که شما ایده ننوشته ما را نوشتید و حتما در بین آسمانیها محفوظ‌تر بوده تا بین ما زمینیها.

اما مورد ۴ شما بدجوری دل انسانهای باکره‌ای چون من را می‌برد سر هرمس! به زیوس قسم!
 
نه که این‌هایی که در پست‌مان نام بردیم لزومن تنها بنده‌گان و رفقا و اذناب مقرب‌مان باشند ها. در آن لحظه‌ی به‌خصوص و ماراناییک، احساس کردیم این‌ها راه می‌اندازند موتور قضیه را. حالا هم از همین پایین، کامنت‌دانی بارگاه معظم‌مان، هر آدم فانی‌ای را که گذارش به این‌جا افتاد، به این بازی دعوت می‌کنیم. باشد که خودشان رستگار شوند.
(ولی زئوسی‌ش بروید بازی‌های آقای سانسورشده‌مان را بخوانید.)
مکین؟! کو پس؟!
 
خب بازي به اين قشنگي چشه ! همه تو كامنت دوني جواب ميدن !‌والا من شيفته ي اين اعمال قدرتتون شدم هرمس !
مكين !‌كوپس ؟!
 
سیدنا و مولانا سر هرمس مارانا
ما الآن داریم عینهون چی از حس گناه، حس خسران، حس حرمان و خیل احساساتی از این دست به خودمان می‌پیچیم. آخر یعنی یک بنده چقدر می‌تواند بدبخت باشد؟ یعنی اینکه ـ قلم‌مان بشکند‌ ـ وقت نکردیم برای پست پیشین شما کامنت بگذاریم بس‌مان نبود، که حالا این‌طور تا خرخره در گناه فرو رفته‌ایم، این‌طور بخت‌مان از بخت آن آدم و حوا هم حتی خراب‌تر و نامرادتر شده که این دعوت شما را (و نه هر "شما"ئی. شما را که خداوندگار ما هستید، شما که شایسته‌ترین خدایان به خدائی هستید و اسم اعظم‌تان از هزار نام هزار خدای دیگر مبارک‌تر است را می‌گویم) هم وقت نکنیم جواب دهیم.
ما جنبه نداریم. بله! ما انگار جنبه‌ی کار نداریم. به موتان قسم، درست که فوقش روزی 2 یا 3 ساعت درگیر این کاری که سرش هستیم، هستیم! اما باور بفرمائید، به جغه‌ی مبارک سوگند که تمام روز فکرمان پیچیده توی این نقشه و اینکه می‌توانیم بالاخره آن‌جور که شرمنده‌ی در و همساده و اعضای محترم و مکرم گروه نشویم، درش بیاوریم یا نه. شما که از روی خشت افتادن ما تا زیر خشت رفتن ما را مثل خط کف دست مبارک‌تان می‌دانید، پس از شما پنهان نیست که اصلا نمی‌دانیم چرا باید جان بکنیم تا ذهن‌مان را پشت هم بند کنیم و بتوانیم یک کار دیگر انجام دهیم. نشان به آن نشان که حتی رمان تازه‌مان هم نیمه‌کاره مانده است. حالا شاید بفرمائید مرد حسابی! به حای این همه زنجه و چاچول‌بازی و گیس کشی عین بچه‌ی آدم بنشین کامنتت را بنویس و دعوت ما را لبیک بگو. جسارت نباشد بزرگا! اما شما خودتان بهتر می‌دانید، کدام بچه‌ی آدمیزادی است که مثل بچه‌ی آدم کاری بکند یا: شما که خودتان بهتر می‌دانید مثل بچه‌ی آدم کاری کردن، یعنی آن کار را مثل بچه‌ی آدم انجام ندادن. خلاصه ما می‌دانیم که شما نیازی به توضیحات ناقص ما ندارید. اما ما خود را موظف می‌دانیم که در همین تریبون و در پیشگاه شما و خلق شما، خودمان را بیاندازیم روی زمین همچین جلوی آستان شما و آن‌قدر جیغ بکشیم و گیس‌مان را بکشیم و سبیل‌هایمان را دانه دانه بکنیم و صورت هرکی دم دست‌مان بود را چنگ بیاندازیم، تا شما فریاد "بخشیدم‌ات فرزند! بخشیدم‌ات فرزندتان به هوا برود. البته جسارت نباشد. اما الآن ما را دیده‌اید، آن یاروئه توی آن داستان چخوف را دیده‌اید که بدبخت عطسه کرد و مُرد.
و نکته‌ی دوم: راست‌اش ما دیدیم وقت که احتمالا نمی‌کنیم بنشنیم در وبلاگمان عین آدم چیزی بنویسم. مستحضر هستید قاعدتا که مطالب اخیرمان هم تاریخ خیلی وقت پیش‌ها پای خودشان دارند و گرچه در حال و هوای این‌روزهاند به شدت، اما یک وقت‌های دیگر نوشته شده‌اند. برای همین ما گفتیم اینجا بیائیم بنویسیم که در پیشگاه حضرت‌اش دیگر شرم حضور دیگر خلایق، باعث نمی‌شود کهع هی تو سر خودمان بزنیم که این پست نوشته شده را دو روز دیگر نگه دار، شاید که ویراست بعدی‌اش بهتر شود و اینها.
البته حالا ما نمی‌دانیم اینجا باید پنج تایمان را بنویسیم یا در وبلاگ خودمان. و آیا باید به این 25 گانه‌ی شما جواب بدهیم یا نه. (تگ‌لاین فیلم جانی انگلیش آقای اتکینسون گمان‌ام این بود که: او خطر را نمی‌فهمد. او ترس را نمی‌فهمد. او کلا هیچ‌چیز نمی‌فهمد. الآن ما هم همین‌طور! نوفهمیم!)
بزرگا! سرورا! جانا! ربی! ما باور کنید اگر پیش تورکمادا رفته بودیم این‌طور صادقانه اعتراف نمی‌کردیم که در آستان پر مهر شما. امیدوارم توضیحات‌مان توجیه‌کننده‌ی قصور و ذنوب ما بوده باشند، و البته، بخشاینده که هم نیست، جز شما.
ما همین دور و بر طبق معمول خواهیم پلکید (هر کاری داشته باشیم، مگر می‌شود روزی دست‌کم ده دوازده و حتی به رسم تازی، 17 بار سر نزنیم به بارگاه ملکوتی جنابعالی!؟) شما التفات فرموده و بفرمائید که ما چه باید بکنیم، همچین کن فیکون می‌شویم.
سرخوشی و شادی الوهی‌تان مستدام
و انوار مهرتان بر سر بندگان، تابنده مدام
 
این بروبچ اصلا حس همکاری ندارن آقا مارانا!
به لحن بابای پرنس تو سیندرلا بخونید وقتی که دخترا دارن جلو پرنس خودی نشون میدن و پسره یه قیافه ی مستاصل فلک زده ی بدبخت آه کش داره!!
 
baazi az in TOKHMI TAR nemishe! RIDI... BADJOORI... :) :D
 
ببخشيد مداخله ميشه ولي بازي ازين باحال تر نميشه ! چقدر ضايعن بعضيا ناشناس كامنت مي ذارند ! آدم خوبه جنم داشته باشه پا حرفش وايسته ! اره !‌
+
ضايع تر ازون فكر مي كنن كسي نمي فهمه كين !؟! (يه دستي !‌وثلني ! حال كردين !)
 
سیدنا! ما دیدیم چه فرق ما و چه فرق ما اگر لبیک نگوئیم؟
ما بازی را ادامه دادیم. باشد که رستگار شویم.
 
بعله ...بعله .بازی جالبیه ...میتونه خیلی جذاب باشه
 
واقعا
 
برام
 
جالبه
 
که
 
چه کسی
 
میتونه
 
اینهمه
 
وقت
 
روی
 
این مطلب
 
که
 
بره
 
پایین و پایین
 
تا برسه
 
به
 
انتهای
 
کامنت
 
ها
 
بعد
 
هم
 
بفهمه
 
که
 
خبری
 
نبوده
 
البته
 
باید
 
بگم
 
هدفم
 
این
 
بود
 
scrollbar
 
صفحتون
 
رو
 
کوچیک
 
کرده
 
باشم
 
خوب
 
جالبه
 
برام
 
که
 
بتونم
 
از
 
این
 
راه
 
هم
 
ملت
 
رو
 
مشغول
 
کنم
 
!
 
آقای
 
عاصی
 
اگه
 
کلی
 
متن
 
رو
 
با
 
یک
 
کامنت
 
میده
 
من
 
کلی
 
کامنت
 
رو
 
با
 
کمی
 
متن
 
میدم
 
!
 
از همکاریتون ممنون....جا که مفته آقا بزار اشغالش کنیم ما !
 
73 کامنت در یک پست ...شکستیم رکورد رو ...ما....
 
نخیر با اون اولی ها و این یکی میشه 78 تا....
 
درود.آقا ما تازه وبلاگ شما را یافتیم و بسی به حال شما با این رفیقتان bexتاسف خوردن نمودیم!یک روانپزشکی چیزی !
بازی تان هم کلی باحال است!
 
جناب مارانای بزرگ...
معافیت ما را ایندفعه بپذیرید. تازگیها کم می خوابیم, کم می خوریم, کم می پوشیم بلکه 24 ساعت شبانه روز جواب بدهد, نمی دهد! این آخری البته به دلیل گرمای غیر عادی اینجاست که استوا رفته بودیم حداقل اسم بدنامی اینجا را نداشت!
مارانای جونیور را ببوسید که ما لحظه شماری می کنیم برای دیدنش ...
 
منم بازی کردم. اولین دفعه مه. قول می دم دیگه تکرار نشه.
 
این ماله بدبختی های مردم ایران هست
 
ساسان عاصی و بکس و مکین و همه ی آدمایی که یه روزی این دور و برا جالب بودن ، همه شون میرن تو حاشیه
وقتی خداوند موجودات ِ بانمکی مث انانیموس ها آفریده
 
ساسان عاصی و بکس و مکین و همه ی آدمایی که یه روزی این دور و برا جالب بودن ،برای همیشه جالب می مونند....انانیموس یا چیزی برای گفتن نداره یا اصولن زر میزنه ! ... ای بی غیرت ...ای بی ناموس بگو کی هستی ؟؟؟ انانیموس بدبخت ...مردی خودتو نیشون بده
 
پیشنهادم بمونه واسه پست بعد....
 
لبیک یا هرمسا لبیک.
ما هم آمدیم داخل بازی :

1- پنج باری که در زندگیتان خیلی خیلی خیلی خجالت کشیده اید.
2- پنج نفری که دلتان می خواهد بکشیدشان.
3- پنج تا ادویه ای که بدون آنها نمی توانید آشپزی کنید. ( که در مورد آقای الف می شود سیر تازه و پودر سیر و سیر خشک شده و ساقه سیر و سیرترشی )
4- پنج باری که در زندگی امضای مامان تان را جعل کرده اید.
5- پنج زوجی که دوست داشتید به هم برسند اما نرسیدند.

و ما هم به نوبه خودمان پنج نفر را به بازی دعوت می کنیم : مولانا علی ونگز کبیر و آقای الف که جمعا می شوند شش نفر ولی ما یک نفر تخفیف می دهیم.
 
من فك كنم بازي مكين خيلي خفن ناك بوده ها!
 
می دانی چند روز است درگیرم پنج تا بازی پیدا کنم؟
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017  11.2017