« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2008-02-18 والرییکیدو سال قبل، جایزهی سزارِ تدوین را برده است. قبل از سینما، فلسفه خوانده است. باید مونتورِ خوبی باشد. آدم خوبی که هست. هیچکدام اینها هم که نبود، فرقی نمیکرد. باز هم همه، سعی میکردند در کشور خودشان، یک جوری، با زبان والری با او صحبت کنند. فرانسه هم نشد، انگلیسی. نشد، ایتالیایی لابد. باید احساس جالبی باشد: بلند شوی بروی یک کشور دیگر، ببینی همه دارند زور میزنند با زبان تو، با تو صحبت کنند. * میگوید: ما آنجا، آنقدر هیاهو داریم در خیابانهایمان که در خلوتِ خانههایمان، در جمعشدنهایمان، سکوت میکنیم و آرامیم. شما اما، این همه که در بزمهای شبانهی مستمرتان، میکوبید و میزنید و مینوشید و میرقصید و بال میافشانید، لابد بدجوری سر به زیر دارید جایی که سقفتان آسمان است. |
خودرابثبت رساندم
خودرابه نامي ٫دريك شناسنامه ٫مزين كردم
وهستيم به يك شماره مشخص شد
دوس داشتم نوشتتو
لي لي
www.safarian.blogfa.com/
مقالهی لولیوش مغموم - به تاریخ 20 بهمن 1386
Post a Comment