« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2008-05-05 شالگردنِ آقای معمار
پ.ن.1: کارِ این پست دیگر از سلامکردن هم گذشته آقای اولدفشن! پ.ن.2: حواسمان به سیگارش هم بود بچهها. گفتیم بدآموزی نشود بعد از آن ماجراهای تننویسیتان! پ.ن.3: سلام وزینترین مجلهی معماریِ قرن؛ الکروکیسِ عزیز. |
من به کل شکایت دارم. ما خودمان را هی چند قسمت میکنیم آخرش یک چیزهای اصلن شامل ما نمیشود دلیلش هم همین جبر جغرافیایی و اینهاست ( سلام آقای نامجو. وین که نیستید یک وقت احیانن که ؟ )
در این ایمیل بازیتان که ما را بازی نمی دهید.این اتفاقی که قرار است در دکه های مطبوعات بیفتد هم که لابد ما به کل متوجه اش نمیشویم. حداقل قول بدهید بیاید بگویید چه بوده داستان. اصلن این جشنواره تان شورای حل اختلافی, رسیدگی به شکایاتی چیزی ندارد ؟ من شکایت دارم خب!
راستی سر هرمس. من هم اون بالا بنویسم شما میبینید یا فقط آن بالای شما را ما می بینیم یا چی ؟( این ما یعنی من و بیدار مربوطه)
آيا اين از خصوصيات معمارهاست كه با هرچي كه دستشون برسه رو ديوار سفيد تازه رنگ شده كه با خونه دل غبار روزگار را از اون زدودند، مي نيويسن؟؟
همشيرهء گرامي ما ديگه كارش از خودكار-مداد-گذشته ديگه فمنيتشونم خرج مي كنند از ماتيك و خط چشم در رنگ هي گونه گون هم استفاده مي كنند.
بیخود وقتتان را صرف این وبلاگ و اینجور چیزهای تاریخ مصرف گذشته نکنید و به دنیای امروز وارد شوید و به جایش فقط و فقط تی آی بنویسید.
از شما بعید بود.
شدم و شدي
شرمندتم نكش بالا
اون شرتِ شاد شنگولي
شيتيل بده شليل دارم
ايدهء تخماتيك دارم
شكوفه زد،جوانه زد
بشاش بريم كلان اومد
اين ك شعر رو تقديم ميكنم به همه بچه هاي محفلِ تي اي
Post a Comment