« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2008-06-16 موسیو ورنوش و گلهای قالی- 5«کشتن نویسندهی وبلاگ س. کار سادهای بود. ایمیلاش را هم چک کردم. جواب نمیداد. باید یک هفته بگذرد تا مطمئن شوم. برای سایت ت. ر. از شیوهی سوزاندن کامل استفاده خواهم کرد. جواب میدهد. آ. هنوز جواب کامنت من را نداده است. احتمال این که بو برده باشد هست. میشود که از طریق آی پی دیگری اقدام کرد. لینک ژ. را امروز برداشتم. بو گرفته بود. هرچند هنوز پلیس آن را پیدا نکرده است. دو تا از آخرین بازدیدکنندههای وبلاگام را زندانی کردهام. شیوه ساده است. دود اگزوز. دلام برای وبمستر دوستداشتنیام تنگ شده. باید تا حالا هفت تا کفن پوسانده باشد. فردا صبح کانتر وبلاگ را خفه خواهم کرد. با روسری. این موبیلتایپ هم بد کوفتی است. سه تا از شمارههای فونبوکام را دیلیت کردم. درد کمی کشیدند. ولی راحت بود. دارم تمرین میکنم با یک بار زدن Esc دو نفر را همزمان بکشم. کار سختی است. تنظیمکردن این که درست با هم بمیرند. سه روز مانده تا کسانی که به من لینک دادهاند را هم بتوانم سربهنیست کنم. از کارهای پلیس خندهام میگیرد. قبلن حرفهایتر بودند. قبل از منفجرشدن.» (+) امروز صبح یاد آلوارز و این حرفهای بالا افتادم هرمس. دیدم از آن وقتهاست که باید دوتایی برویم برای ادامهی این داستان پلیسی، قهوهای دم کنیم. یادت هست؟ موافقی یک قراری با آلوارز بگذارم؟ تا امروز باید کارآگاه زبردستی شده باشد در جرایمِ وبلاگی. مسخره نکن سرهرمس! باور کن لابهلای همین حرفهای روزمرهشان، یک جنایتهای درجهیکی هی اتفاق میافتد و کسی خبردار نمیشود. جنایت که فقط قتل نیست. یکیشان همین ایرمای خودمان. (راستی یک چیزی را خالهزنکی برایت بگویم و صدایش را درنیاور. هیچ وقت بهت گفته بودم که ایرما و سید، حتا یکبار هم همدیگر را ندیدهاند؟ نخند هرمس! ایرما و سید لای همین کلمهها و متنهای تایپشده، از هم خوششان آمده بود، رفیق شده بودند، بعد هم عاشقیت و فراق و باقی ماجراها که در جریانی خودت. بعد هم که سید گم و گور شد از اینجا. این جوری است که میگویم این دوتا بدبخت، زندهگیشان همینجاها بود. رابطهشان و تداومش و اتمامش. دلسوزی اگر بلد بودی هرمس، همینجاها باید میکردی.) بشین هرمس هنوز حرفم تمام نشده! داشتم میگفتم... هرمس!! اَه! الاغ باز ول کرد رفت سیگار بکشد!
موسیو ورنوش |
...........
یحتمل هم اگر بخاطر رزولوشن مونیتور ماست که بر ماست
ولی بازم قبلی بهتر بود
Post a Comment