« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2008-07-02 دستهجمعی برویم ماچ کنیم.1 استاد میگويد پرسوناژهای منفعل و محافظهکار را بريزيد دور. شما خالق شخصيتهاتان هستيد. پرسوناژهاتان را جوری خلق کنيد که بروند دنبال جفت خودشان. ياد بدهيد آدمهای اشتباهی و زندگیهای اشتباهی را رها کنند، آدمهای درست و زندگیهای درستشان را پيدا کنند. کاری را که خالق ما برای ما نکرد، شما برای پرسوناژهاتان بکنيد. بگذاريد آدمهای قصههاتان با ارادهی خودشان زندگیهاشان را بسازند. آدمهای تقديری را بگذاريد برای همين زندگی تقديری. بندهای دست و پا گير را از دست و پای پرسوناژها باز کنيد. بگذاريد قصههاتان نفس بکشند. بگذاريد قصههاتان رنگی شوند. (+) 2 ... از اینکه خیلی خوب فهمیدی کافه یک بازیست؛ خوشحالم. بلکه بقیه هم پیآیند تو؛ این را بفهمند. (بخشی از یک نامه، از یک آقای عزیز.) سرهرمس شخصن دوست دارد به جای آن کلمهی «کافه» در عبارت فوق، که دلالتِ بیواسطهای دارد بر کتابی خواندنی، بعضی وقتها، کلماتی نظیر «وبلاگ» و غیره، بگذارد. |
uon akse jojoye khoshkele nazeton kheilie jalebe va hamintur sohbatash .bebosinesh.
Post a Comment