« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2009-02-08

شیشه که مثل امروز، بارانش بگیرد، سیگار هم می‌کشد لابد. خیال هم می‌کند پشت‌بندش. سفر هم می‌رود، با یارش. دراز می‌کشد، بو می‌کند و ساندویچ گاز می‌زند. سیگار که عرق بخورد، دستش را می‌کشد روی سطح شیشه که خنک بشود. ساندویچ زبانش را بیرون می‌آورد، باران را خیس می‌کند، بعد بلند می‌شود می‌رود کنار شیشه، سرش را بیرون می‌کند، داد می‌زند: فریادرسی، کسی، کسی، کسی و صدایش به هیچ‌جا نمی‌رسد. به هیچ‌جا، محض رضای خدا.



Comments:
BEH HAR HAL SHOMA BA NEVESHTEHAYE DERAKHSHANETOON DAR GHALB MA JA DARID
http://www.shareapic.net/content.php?id=14529847&owner=sasan
 
oh my god ..
عالي ي ي ي ي بود
 
قتی شب ،
خیالات کسی را به من دست می‌دهد
و من دست می‌دهم با چیزهائی که از دست داده بودم ،
باران هم ادیت می‌شود !
تو هم که اینجا نیستی که تمام نخ‌ها را به بازی بگیری
این عروسک خیال می‌کند دیگر ...
کسی که کلاغ را بالاترین رنگ دید،
دست در آسمان خیلی‌ها برد !
هنوز از عابرانی که شب‌ها بی چراغ از من می‌گذرند، می‌ترسم ...
 
چقدر خوب است وقتي حالت گرفته است، سرهرمس صفحه‌اي داشته باشد تا بتواني بيايي و چند پست بخواني و حالت بهتر شود. مخصوصا وقتي بعد از مدت‌ها مي آيي و مي بيني حدود 10پست جديد دارد.
 
آدم را از فاعلیت در متن حذف کرده ای و هر چه او می بیند و می کند رابه اشیا و حواشی نسبت داده ای ، اما نیجه آن شده که این غایب در متن ، حضورش و حس اش پررنگ ترشود.
سر هر مس شیوه تو و بازی زبانی تو تازه و عالی است. اینطوری حس های کهنه در زبان و به یاری آن نو می شود.
 
چرادکتر مهندسان ایرانی هیچی بارشون نیست؟
 
Post a Comment