« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2009-04-05 گودر، جشن بیکرانآدمها اصولن دو دسته هستند (هه! همین الان دادِ جماعتی که کلن مخالفِ دستهبندیِ آدمها هستند درآمد، شنیدم!) و دستهی دوم کسانی هستند که همانا دنیا را برای خودشان شخصی کردهاند که در اصطلاح عوام به آن پرسونالایز میگویند. اینها در واقع اول پیرامونشان را به طور ناخودآگاه -که عوام از آن به آنکانشز یاد میکنند- شخصی میکنند بعد اگر حوصلهاش را داشته باشند و کسی هم باشد همان دور و ور که گوشش بدهکار این قِسم خزعبلات باشد، مینشینند و همین را کانسپتیفای میکنند که اصطلاح علمی آن میشود مضمونایزکردن چیزی (یا کسی). یعنی میخواهم بگویم این دستهی دوم همانهایی هستند که اگر در آسانسور گیر بیفتند و بلاهبلاه، آنوقت سعی میکنند که با تمام وجود هم اگر نشد، با قسمتهای استراتژیک وجودشان حداقل، بلاهبلاه. ملتفتید که؟ بعد خب ماشالله خودشیفتهگی هم که از وجنات مبارکشان میبارد فلهای. لذا گوششان که هیچ، چشم و دماغشان هم شنوای هیچ حرف حسابی نیست. همینطور برای خودشان کانسپتیفایکنان میروند جلو و حالش را میبرند. فوقش، فوقش یک مقادیر متنابهی فحش و فضيحت پشت سرشان باقی میماند که آن هم به بلاهبلاهشان. بعد همینجوری میشود که این گودرستانِ شما میشود مایهی انبساط خاطر. کامنتدانیاش میشود محل تجلیِ نورِ قدسیِ تیآی. که اصلن نه تنها آدم را، که حالِ آدم را هم خوب میکند این گودر. بعد کافی است مثل همین دقایق معطری که الان دارد سرهرمس اینها را برایتان مینویسد، یک مشت جوانِ خوشحال برای خودشان ولو باشند آنطرف- به ترتیبِ قد: فربد و آیدا و علیبی و نوید و لاله و مسی -البته جای آنها هم که در اين ساعت مبارک به امر مبتذلِ دنیاگردانی مشغولند، گلدان میگذاریم لابد- که همینجور کیلوکیلو تیآیِ نابِ محمدی ببارد از سرتاپای کامنتدانیِ گودرت، که هی تمام روز یک لبخند پت و پهن بنشیند روی لبهای مبارکت، که هی برای خودت کلن فکر کنی که دنیا جای بهتری است با این جماعت خل و چل، که هی فکر کنی دنیا باید یک وقتی نذرش را ادا کند به این آدمها که دنیا را به بلاهبلاه شریفشان گرفتند و بیگدیلبیگدیلکنان و عصاکشان (این دو کلمهی اخیر صرفن به دلایل موهوم در متن آورده شده و نگارنده خودش هم نمیداند چه طور و چرا این جمله را به پایان برساند.) بعد ببینی که چهطور همینها مثل ویروسی بلدند بیفتند به جانِ جدیتهای تخمی و بلاهبلاهِ دنیا و به مثابه چنته گلوگاهِ پنهانی آدم را باز کنند. میخواهم بگویم اینجوری است که ما هی میگوییم گودر، شما هی حرف خودتان را بزنید آقای دکتر! |
:))
Post a Comment