| « سر هرمس مارانا » |
| شوالیهی ناموجود |
|
2009-06-19 |
|
Comments:
شده بغض کنی اون وقت يکی برات شربت بياره؟ شده بخواي هوار بکشي اما لال باشي؟ شده بخواي بميری اما نتوني؟ شده بخواي نفس بکشي اما هوا نباشه؟ تو ديگه چرا ؟ تو ديگه چرا؟ تو ديگه چرا؟ من دارم از عکست ديونه می شم. من از حرف و ترس خسته ام می خوام بميرم اما دوست دارم اول يکی رو بکشم
هنوزم صلح و آرامش از حقیقت بهتره ؟ :(
حتا حوصله ندارم توضیح بدم برات بچه جان...
Post a Comment
|