« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2009-07-19 هشتمی هنوز مانده تا قوام بيايد، ال کلمه، ال جملهبندی. اما کليتاش میشود اينکه حواسم هست تو همين دنيای کلمه-بيس، همين آجرها همين کلمههای هميشهگی، گاهی چهطور يکیش از يک جای دوری يک چای پرتی که آدم فکرش را هم نمیکند میآيد صاف میخورد توی دماغمان. که گاهی چهطور میزند تکهایمان را لبپر میکند میکَنَد میشکند بیکه کاری از دستمان بربيايد. يک همچين دنيای ناغافلایست اين مجازستان. (+) |
Post a Comment