« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2009-07-25 این گودر ما را از نوشتن برده انداخته وسط یک کافهآی که دیگر بسکه همدیگر را میبینیم سمینار حاضر نمیکنیم که بیاییم شروع کنیم سخنرانی کنیم توی وبلاگمان. یک چیزی هست اما. آن اوایل وبلاگ اینطوری بود؛ تمرین نویسندگی. حالا اما گودر تمرین دوستیست. تمرین مشارکت است. تبادل نظر، قهقهه و چرند و پرند و رفتار اجتماعی. وبلاگ فردیت است. اتاق خوابیست. دفترچهی تنهاییست. من به شخصه دوستی را ارجح دارم به نویسندگی. که قلم همچین هم لقمهی چربی نیست وقتی گوش و دهانی هست برای گفتن و شنیدن، برای مخاطب بودن؛ آن هم حی و حاضر.
(+) |
Post a Comment