« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2009-07-05 در حدِ زلزلهگاهی وقتها آدم با يک «حالا برويم جلو بينيم چه میشود»ِ ساده میرود جلو، کاملن اتفاقی، که ببيند چه میشود. میخواهم بگويم همهاش شايد نتيجهی فرايندی باشد که در کسری از ثانيه اتفاق افتاده. يعنی با خودت فکر کردهای «هووم، بدم نمیآيد که...» و حتا فکر نکردهای «چه خوشم میآيد..». به همين سادهگی. (+) |
Post a Comment