« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2009-07-04 نوستول ال فیلمِ کوتاهدو بند رخت روی پشتِ بام. با چند تکه لباس مردانه روی یکی و زنانه روی دیگری. باد میآید. شورتِ ماماندوزِ مردانه در جلوی قابِ تصویر با باد به هوا بلند میشود و خودش را به بندِ زنانه نزدیک میکند. شورتِ ارزانقیمتِ زنانه با هر باد خودش را به عقب پرتاب میکند، عشوه میآید. پس میکشد خودش را از مسیرِ شورتِ مردانه. باد که میایستد، شورتِ مردانه سرافکنده و دسپرد، شل میشود و سرِ جای خودش برمیگردد. شورتِ زنانه هم با رضایتِ خاطر بیرونی و حرصِ درونی سر جای اولش برمیگردد. هردو مینشینند منتظر تا بادِ بعدی بیاید. ظهر تابستان است و سایهها بیلک. آفتاب داغ و عالمتاب. دوسه تا گوجهفرنگیِ قرمز رویِ آسفالتِ تفخوردهی پشتِ بام، داغ و تبدار انتظار میکشند. Labels: سینما، کلن |
Post a Comment