« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2009-12-01

ديدی بعضی آدما رو تو همين وبلاگستان، که دريافت‌شون از متن انگار کلمه-بيس‌ئه فقط؟ که انگار يه برنامه نصب شده روشون، که موقع خوندن وبلاگ‌ها، اوتوماتيک يه سری کلمات مشخص رو های‌لايت می‌کنه تو مغزشون، با ری‌اکشن‌های مشخص. مثلن تو يه پستی نوشتی در ستايش فصل بهار، بعد يه جايی‌ش يه فندق پريده توی گلوی يه سنجابه و سنجابه مُرده، تو هم به فراخور متن يه غُری زدی که فندق خر است. بعد خواننده‌ی محترم، عِرق فندق-پرستی‌ش گل کرده، تمام متن و سوژه و منظور نوشته رو بی‌خيال شده، اومده که ای وای بر شما جماعتِ فندق-ستيز. يعنی انگار اين آدما فقط نشسته‌ن پشت مونيتور، با چشماشون يه سری کلمه‌های خاص رو اسکن می‌کنن، بی‌که ذره‌ای سنس آو هيومر يا درک و دريافت متن داشته باشن، سه سوت تو ميان تو جاکامنتی و می‌زنن به صحرای کربلا. بعد هی تو بايد علامت تعجب بشی برا خودت که يعنی جدی‌جدی اين بابا، با اين قد و قامت و با اين همه فضايل و کمالات، واقعن داره نمی‌فهمه يا علاقه داره تمارض کنه يا چی!

(+)


Comments:
توی این فیلم‌های علمی تخیلی هست که مثلن یک برنامه خیلی پیچیده تخریب کامل یک پایگاه علمی سری با یک کلمه رمز انجام می‌شود. وقتی هم کلمه مربوطه گفته شد و ماشه را کشید، همه برنامه‌های عادی و معمول سیستم از کار می‌افتد و هیچ راهی برای توقفش نیست؟ یعنی یک جوری برنامه ریزی شده که اصلن قابل مهار نباشد؟ خواستم یادآوری کنم بعضی وقت‌ها هست که یک کلمه برنامه‌هایی را فعال می‌کند توی مغز آدمیزاد که همه فعالیت‌های عادی مغز را مختل می‌کند با کشیدن ماشه یک برنامه پرقدرت غیرقابل کنترلی که زورش از همه برنامه‌های عادی مغز آدم بیشتر است. بعد از اینجا به بعدش از دست هیچ کس کاری ساخته نیست.
 
Post a Comment