« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2010-04-24 زیبایی شناسی مونیکا ویتی مدت هاست رابطه ی بین سینما و چشم چرانی محل بحث بوده است ، آنقدر که حالا شاید از مدافتاده به نظر بیاید ، با این همه وقتی قرار بر قیاس بین ستارگان این هنر باشد ، رجوع به این مضمون شاید خالی از لطف نباشد . این یادداشت کوتاه مقایسه ای است بین دو مونیکا ، و در واقع دو طرز نمایش زن در سینما ، طرز نگاه دو کارگردان از خلال دوربین به بازیگرهای زیبارویشان ، بدیهی ست که چنین قیاسی ذاتن نمی تواند دقیق و جدی باشد ، اصلن بیایید اینطور ببینیم که چنین بینشی ذاتن حسی است ، و هیچ ربطی به سینما و تکنیک هایش ندارد ابتدا از طرزی که تورناتوره به مونیکا بلوچی نگاه می کند شروع کنیم بهتر است ، بی شک تورناتوره در مالنا نگاهی مبتذل دارد . نگاهش بیشتر از آنکه کنجکاوانه باشد حریصانه است ، شاید بگویید بر اساس کلیت فیلم چنین چیزی لازم است اما برای من این الزام وجود ندارد . احتمالن همه ی تماشاگران مالنا همانطوری به بلوچی نگاه می کنند که خود تورناتوره ، مونیکا از این نظر در اینجا اسیر به حساب می آید .تورناتوره بیشتر از آنکه در پی کنکاش در مونیکا باشد در پی دستمالی اش است ، نمی تواند شیفتگی اش را کنترل و یا به آن جهت دهد بنابراین سعی می کند این شیفتگی را ذاتن همه گیر بنمایاند ، تورناتوره طوری با بلوچی برخورد می کند که انگار او را می شناسد ! به طور خلاصه می توان گفت در اینجا پرده ی سینما به سوراخ کلید در ِ حمام تبدیل می شود ، همانقدر محدود و همانقدر خام حالا سراغ مونیکا ی دوم می رویم ، در واقع به سراغ نوع نمایش وی توسط کارگردان دوم . مونیکا ویتی و آنتونیونی . اولین چیزی که به نظر می آید این است که آنتونیونی فاصله اش را با ویتی حفظ می کند ، انگار هیچ تلاشی برای تصاحب وی ندارد یا شاید حتا بتوان گفت از وی می هراسد . احتمالن همین نگرش است که در برخی لحظات ، ویتی در اکثر فیلم های آنتونیونی در حد دکور صحنه تقلیل می یابد . اما این نباید ما را به اشتباه بیندازد ، آنتونیونی آگاهانه می داند که چنین تصاحبی لذتی خام بیش نیست ، و دانستن همین نکته برایش به تصاحبی تمام عیار بدل می شود . ویتی در فیلم های او همانقدر که دیده می شود همانقدر هم انکار می شود ، و راز زیبایی وی در فیلم های آنتونیونی در همین است . آنتونیونی درباره ی وی ادعایی ندارد ، به هیچ روشی قصد ندارد از او یا زیبایی اش بت بسازد یا آنها را تقدیس کند ، در نگاه ِ دوربین ِ او به مونیکا ویتی اعتراف به نشناختن ویتی موج می زند ، و همین است که به مونیکا ویتی جذابیتی متفاوت می بخشد ، گویی آنتونیونی از تماشاگران کمک می خواهد تا همگی و به کمک هم این زن را شناسایی کنند ، به طور خلاصه می توان گفت در اینجا پرده ی سینما سورئالیستی تر است : یک سوراخ کلید در ابعاد غول آسا که چند میلیون نفر در طول تاریخ به داخلش زل زده اند و صد البته که آن سمت این سوراخ ، ویتی نیز با بی تفاوتی نگاه تماشاگران را نگاه می کند. (+) |
نظر لطفتونه
ممنون بابت وقتی که گذاشتید و البته لینک
موفق باشید
Post a Comment