« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2010-04-24 ![]() به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن سایهها با رویا، بوی گلها که بوی گل، ناله مرغ شب تشنگیها بر لب پنجهها در گیسو، عطر شببو بزن غلطی اطلسیها را برگ افرا در باغ رویاها بلبلی میخواند سایهای میماند، مست و تنها ... نگاه تو، شکوهی آه تو، هرم دستان تو گرمی جان تو، با نفسها به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن ابر بارانزا شب، بوی دریا به ساحلها، موج بیتابی را در قدمهای پا، در وصال رویا گردش ماهیها، بوسه ماه ... (+)
|
حُرم به جای هِرَم
burn this cmnt after reading
Post a Comment