« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2010-04-19 در فیلم Up in the air حضرت آقای جرج کلونی آدمی هستند که کارشان دادن ترتیب اخراج پرسنل است. یعنی هر شرکتی که یک گوشهی مملکت به سبب بحران اقتصادی و اینها میخواهد جمعی از پرسنلش را از کار برکنار کند، میآید سراغ شرکتی که آقای کلونی در آن کار میکنند. و خب طبعن کارکردن در این پوزیشن، قرارگرفتن مقابل آدمی که داری از نانخوردن محرومش میکنی، یک جور دل و پوستکلفتیِ خاصی میطلبد. باید بایستی مقابلش، در چشمهایش نگاه کنی و حرفت را بزنی. حواست باشد که موضوع را شخصی قلمداد نکند. مدام به یاد خودت بیاوری که ناچاری، ناچاری چون اگر بماند از عهدهی پرداخت حقوقش برنمیآیی. چون پروژهات کفاف نمیدهد دیگر. بعد هی هرچه برایت تعریف کرد از انواع و اقسام نکبتهایی که در زندگیاش با آنها مواجه است و خواهد شد، از خانه و زار و زندگیاش، باید بلد باشی که بگیری به عضو شریفت. چرا؟ چون هیچ غلطی نمیتوانی برایش بکنی، مطلقن هیچ غلطی. اصلن خوبیِ ایدهی فیلم در همین است که برای این جور کارها، برای این جور کارهای تحملناپذیر و ناگزیر، بشود یکی را از یک جای دیگری برداشت آورد گذاشت در این پوزیشن. گاس که خودت خواب راحت داشته باشی شبش. پ.ن. یادم هست یکیدو سال پیش توکا پستی نوشته بود در همین باب، از زبانِ کسی که آن طرف میز نشسته بود. یا ایستاده بود. داشت میرفت. باید میرفت. Labels: سینما، کلن |
با گفتن اینکه این مشکل شماست نسخه ی این معضل بزرگ عاطفی یکسره پیجیده شد !و امروزه انجام ندادن و نه گفتن به ارباب رجوع و مهمتر اخراج پرسنل با گفتن همین عبارت بسیار راحت شده است . عبارتی که روی متمدنانه ی جملاتی نظیر به من چه و به عضو شریفم مربوط نمیشود، می باشد!
عبارت (این مشکل شماست) دیازپام ده است برای خواب راحت شبش!
Post a Comment