« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2010-05-23


در اغلب پرتره‌های ساغر پزشکیان، لب‌های به‌سکوت‌وادارشده، یک نقطه‌ی مشترک است بین کارها. یک جور تصنع هست در این فقدانِ احساساتی که مدل‌ها دچارش هستند. تنها در یک‌کار، در یکی از سه‌ پرتره‌‌ی مشابهی که روی دیوار کنار هم آویخته شده، لحظه‌ای هست که انگار در کسری از ثانیه قبل از آماده‌شدن مدل، قبل از تثبیت تصویرش روی بوم، انجماد اتفاق افتاده. انگار آن انگشت دارد شکل می‌دهد به آن بی‌حالتیِ مصنوعِ لب‌ها. کم‌وبیش تنها کاری بود که سرهرمس دلش خواست مقابلش بیش‌تر بایستد.

Labels:



Comments:
درسته كه اهل فن نيستيم ولي ما هم ميتونيم بگيم چي ميبينيم كه . يعني حس ميكنيم اين خانم بدون اينكه انتظار داشته باشه و از يه كسي كه اصلا فكرش هم نميكرده توو دهني خورده ! يعني دست يا پشت دستي يي دقيقا" خورده توو دهنش ، لبش . و حالا اين خانم داره با نگاهي مات و مبهوت و ناباورانه و در حالي كه با انگشتانش لب ضرب ديده و احيانا" ورم كرده اش را معاينه ! ميكند ، آن زننده ي دور از انتظار را مي نگرد ...!
 
هي سر مي خواستم بگم يه دفعه ها كه عميقا صلح و آرامش از حقيقت بهتره...عميقا...
 
Post a Comment