« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2010-06-01

این عکس برای سرهرمس یعنی خودِ خودِ آقای همینگ‌وی، یعنی تپه‌هایی به شکل فیل‌های سپید، یعنی آن روحیه‌ی بشاش و انرژیک، یعنی هم‌زمان خوی نظامی و نرینه‌ و وحشی‌ای که در شکار هست، در کار با تفنگ هست، در خودکشی‌کردن با تفنگ هست، یعنی نویسنده‌ای که در زندگی‌کردن، در کردنِ زندگی هم کم نگذاشت، به هر حال.


Comments:
مثل آن مقاله ي دروتي پاركر مثل زندگي كوتاه و خوش فرانسيس مكومبر و ....
 
آدرس بده فرزندم
 
انگار دارد جار ميزند كه ايهاالناس روح من در جهان شما نميگنجد . و با اين تيپايي كه به زير اين قوطي - بگمانم قوطي باشد - زده است ، آنهم رو به بالا و بالايي ها ، انگار كه گفته باشد آخدا بگير اين زندگيي كه به ما عطا فرمودي ، زندگيي كه مثل همين قوطي ي فرسوده ، پوچ و تو خالي بود ...
البته اگر قوطيي در كار نباشد ، همين تيپا و پايي كه رو به جهان بالا پرت نموده است ،بتنهايي كافي و وافي ي مقصود ميباشد .
شايد هم اين پرتاب بلند و كشيده ي پا ، العياذ بالله حوالتي باشد سوي پروردگار ! توضيح آنكه در بعضي جاها وقتي بخواهند درست و حسابي از خجالت كسي در بيايند ، بجاي اينكه دست را تا آرنج حواله اش بكنند ، پايشان را حواله ميكنند آنهم تا ران !
 
...دهانت صاف مَرد، دهانت صاف سِر
 
Post a Comment