« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2010-06-17 «نقدِ فیلم را نمینویسیم که چیزی نوشته باشیم فقط؛ مینویسیم که چیزی اضافه کنیم به درکِ خودمان. فیلمی را که دیدهایم، که پسندیدهایم، روی کاغذ ازنو میسازیم؛ مرورش میکنیم و تکّههایی از فیلم، لابُد، پُررنگتر است، واضحتر است و بیشتر به چشم میآید. حرفی، اشارهای، برقِ نگاهی در صحنهای از فیلم کافیست تا نوشته شکل بگیرد. این حرف، این اشاره، این برقِ نگاه است که بابِ گفتوگو را میگشاید.»«ترجمهی تنهایی، منتخبِ نقدهای «صفی یزدانیان»، مجموعهای از لذّتهاست، اگر لذّت معنای دیگرِ سرگشتگی باشد، اگر سرخوشی همان سرگردانی باشد و اگر سبُکی و مَنگی و عشوههای هر اثری (هر فیلمی) به چشمِ ناقدِ صاحبِ بصیرت بدرخشد و آشکار باشد. این نوشتهها را ننوشتهاند که کسی با خواندنشان چیزی بیاموزد (ناقد معلّم نیست) نوشتهاند که کسی را در لذّتِ متنی (فیلمی) شریک کنند. در نوشتن است که این لذّت را آشکار میکند، که آن سرخوشی و سبُکی و مَنگی و عشوههای را چُنان قاب میگیرد که خودْ بدل میشود به اثری هنری.» تکههایی از نوشتهی محسن آزرم، دربارهی کتاب آقای یزدانیان- مهرنامه شمارهی 3- ضمیمهی کتاب (+) Labels: سینما، کلن |
Post a Comment